پيش عبد المؤمن رفت و از او امان خواست ، به وى امان داد .
اين يحيى بن عزيز همان كسى بود كه وقتى شهرهاى افريقيه از حسن بن على گرفته شد ، اظهار خوشوقتى كرد و شادى خود را آشكار ساخت .
او هميشه از حسن بن على بد گوئى مىكرد و عيبهاى او را به ياد مىآورد .
تصادفا مدتى به طول نينجاميد كه شهرهاى خود او نيز ازو گرفته شد .
حسن بن على ، همانطور كه ياد كرديم در سال 543 ، وقتى دستش از فرمانروائى كوتاه شد به جزائر بنى مزغنان رفت .
اين دو تن ، يعنى يحيى بن عزيز و حسن بن على ، در نزد عبد المؤمن اجتماع كردند .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل قسنطينيه شهرى است قديمى و بزرگ و با جمعيت و داراى برج و بارو كه استحكامات آن را در جاى ديگر آن حدود سراغ نتوان داشت .
اين شهر داراى سه نهر بزرگ است كه بدان احاطه دارد و قابل كشتيرانى است .
اين نهرها از منابعى به نام « اشقار » سرچشمه گرفتهاند و در خندقى عميق و دور فرو ميريزند .
بر روى خندق سه پل بر روى يك ديگر ساخته شده و از روى آن عبور مىكنند و به شهر وارد مىشوند و از آن بالا آب در ته خندق چون ستارهء كوچكى نمايان است .
قلعهء قسنطينيه نيز نام قلعهاى است مشهور در كنار شهر قسنطينيه .
اين قلعه داراى ديوارهاى بسيار بلند و مرتفعى است كه پرنده به زور مىتواند خود را به فراز آن برساند - معجم البلدان .
( لغتنامهء دهخدا )