ابن مصال تازه از قاهره بيرون رفته بود كه بعضى از مفسدان را در سودان دستگير كند .
عادل در قاهره جاى او را گرفت و بر كرسى وزارت نشست .
او پس از رسيدن به مقام وزارت ، عباس بن ابو الفتوح بن يحيى بن تميم بن معز باديس صنهاجى را با قشونى به سر وقت ابن مصال فرستاد .
عباس كه ناپسرى يا پسر زن عادل بود ، با ابن مصال جنگيد و بر او غلبه يافت و پيروزمند به قاهره بازگشت .
عادل بن سلار كه رقيب خود را از ميان برداشته بود ، از آن پس در كار خود استقرار يافت و قدرتى پيدا كرد به نحوى كه خليفه با وجود او ديگر قدرت و نفوذى نداشت .
اما سبب رسيدن عباس به مصر آن بود كه يحيى جد او ، ابو الفتوح پدر او را از مهديه بيرون كرد . پس از درگذشت يحيى ، پسرش على بن يحيى بن تميم بن يحيى صاحب افريقيه به فرمانروائى رسيد .
على بن يحيى نيز برادر خود ابو الفتوح بن يحيى را بسال 509 هجرى از افريقيه راند .
ابو الفتوح رهسپار ديار مصر گرديد در حالى كه همسر خود بلاره و پسر خود ، همين عباس را كه در آن وقت كودكى شيرخواره بود به همراه داشت .
بلاره دختر قاسم بن تميم بن معز بن باديس بود .
ابو الفتوح با زن و فرزند خود در اسكندريه فرود آمد و مورد اكرام و احترام واقع گرديد و در آن جا مدت كوتاهى ماند .
پس از فوت ابو الفتوح بلاره ، زن او ، با عادل بن سلار پيوند زناشوئى بست .
عباس به مرحله جوانى رسيد و در نزد الحافظ خليفه مصر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٨