و پيش رفت و با فرنگيان جنگيد تا در نزديك نيرب كه قريب نيم فرسخ تا دمشق فاصله داشت ، شربت شهادت نوشيد .
فرنگيان قوى و مسلمانان ضعيف بودند بدين جهة پادشاه آلمان پيشروى كرد تا در ميدان اخضر فرود آمد .
مردم يقين كردند كه او شهر را به تصرف در خواهد آورد .
اندكى پيش از آن ، امير معين الدين كسى را نزد سيف الدين غازى بن اتابك زنگى فرستاده او را به يارى مسلمانان و دفع دشمنان از آنان ، دعوت كرده بود .
سيف الدين غازى سرداران و سپاهيان خود را گرد آورد و براى جنگ با فرنگيان رهسپار شام شد .
برادر او ، نور الدين محمود ، نيز از حلب با او همراهى كرد .
آنان به شهر حمص فرود آمدند .
سيف الدين غازى از آن جا براى معين الدين انر پيام فرستاد كه : « من با تمام مردان جنگى كه در شهرهاى خود داشتم در اين جا
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل :ماوَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ.
( خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاى بهشت خريدارى كرده است . آنها در راه خدا جهاد كنند كه دشمنان دين را به قتل رسانند و يا خود كشته شوند . وعدهء قطعى است بر خدا و عهدى است كه « در سه دفتر آسمانى » تورات و انجيل و قرآن ياد فرموده . و از خدا باوفاتر به عهد كيست ؟ اى اهل ايمان ، شما به خود در اين معامله بشارت دهيد كه اين معاهده با خدا به حقيقت سعادت و فيروزى بزرگى است . )
( قرآن مجيد با ترجمهء مهدى الهى قمشهاى )