بدين ترتيب گروه بسيارى در اطراف وى گرد آمدند و تعداد پيروان او افزايش يافت .
تا اين زمان او شخصيت و هويت خود را پنهان مىكرد و نام و نسب واقعى او در نظر مردم شناخته نبود .
بدين سان مدتى در حلب ماند و به ايلغازى ، فرمانرواى حلب ، نيز توسل جست .
ايلغازى تصميم گرفت كه او را كمك كند تا مردم را از شر او و آسيب ياران او در امان دارد ، زيرا آنان هر كس را كه مخالفشان بود بيرحمانه مىكشتند و از ميان مىبردند و هر كس را هم كه به مخالفان آنان مىپيوست از پا در مىآوردند .
ايلغازى به طغتگين ، فرمانرواى دمشق ، نيز توصيه كرد كه به همين سبب ، يعنى به خاطر حفظ جان و مال مردم ، او را نزد خود ببرد و ازو نگهدارى كند .
طغتگين نظر او را پسنديد و او را پيش خود به دمشق فرا خواند .
بهرام در دمشق هويت خود را فاش كرد و دعوت خود را آغاز نمود .
در دمشق نيز تمام كسانى كه خواهان فتنه و فساد بودند به او گرائيدند و پيروان او زياد شدند .
ابو طاهر بن سعد مرغينانى ، وزير طغتگين ، نيز او را در راه نيل به هدفى كه داشت يارى كرد .
در نتيجه ، كار فتنه و فساد او بالا گرفت و توانائى و نيروى او فزونى يافت . و تعداد پيروان او به دو برابر آنچه پيش از آن بود رسيد .
اگر اكثر مردم دمشق پيرو مذاهب اهل سنت نبودند و به او سخت نمىگرفتند و پيشرفتش را سد نمىكردند ، يقينا شهر را به تسخير در مىآورد .
بهرام وقتى آن عده از مردم دمشق را با خود مخالف يافت و از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 86
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٦