زد و غافلگيرشان كرد چنان كه شكست خوردند و گريختند .
ابن ردمير بسيارى از مسلمانان را كشت و به شهرهاى خود بازگشت .
حمله به مراكز اسماعيليان در خراسان
در اين سال ابو نصر احمد بن فضل ، وزير خاص سلطان سنجر در صدد پيكار باطنيان بر آمد .
بدين جهة فرمان داد كه هر جا هستند و هر جا كه ميتوان بر آنان دست يافت به كشتن آنان و غارت اموال و اسير كردن زنانشان پردازند .
او سپاهى به طريثيث [ ( 1 ) ] فرستاد كه در دست باطنيان بود .
سپاه ديگرى نيز به بيهق - از توابع نيشابور - گسيل داشت .
هامش
[ ( 1 ) ] - طريثيث ( به ضم طين و فتح را ) : دهات بسيارى است از اعمال نيشابور كه طريثيث قصبهء آنجاست . اين ناحيه تا سال 530 همواره منبع افاضل و موطن علماء از اهل دين و صلاح بود .
تا آنكه طايفهء باطنيه ، از فرقهء ملاحده ، در همان سال بر نواحى قهستان و زوزن تاختن آوردند .
عميد منصور بن منصور الزور آبادى كه پدر بر پدر بر آن ناحيت رياست داشت ، از بيم آنكه مبادا ملاحده بر طريثيث نيز دست يابند ، از تركان استمداد كرد تا به كمك آنان حريم و اموال مسلمانان را از دستبرد و غارت باطنيه در امان دارد .
گروهى از تركان به يارى عميد آمدند ، اما بر حسب عادت جاريهء خويش با اهالى بناى بد رفتارى گذاشتند و جز اعمال اغراض شخصى چيزى از بد - بقيهء ذيل در صفحه بعد