حملهور شد . افراد جناح نيز مانند دفعهء اول عقبنشينى كردند .
وقتى لشكريان واسط كه سردارى آنان را اتابك شهيد [ ( 1 ) ] عماد الدين زنگى بن آقسنقر بر عهده داشت ، آن وضع را ديدند ، متقابلا به عنتر و كسانش حمله بردند و از پشت آنان در آمدند .
در نتيجه ، عماد الدين و لشكريان واسط در پشت آنها ، و اميران بكجى در جلوى آنها واقع شدند .
بدين ترتيب ، عنتر در حلقهء محاصرهء دو لشكر گرفتار گرديد .
او ، و امير ديگرى موسوم به بريك بن زائده كه با وى بود ، و تمام افرادش اسير شدند و هيچكس رهائى نيافت .
امير آقسنقر برسقى در زمين بلندى قرار داشت . امير آق بورى هم با پانصد سوار كمين گرفته بود . همين كه جنگ مغلوبه شد و دو لشكر بهم ريختند ، سواران از كمين در آمدند و به قشون دبيس حملهور شدند .
كسان دبيس شكست خوردند و همه سر به فرار نهادند و خود را در آب انداختند . گروه بسيارى از آنان غرق شدند . جمع كثيرى نيز به ضرب شمشير از پا در آمدند .
خليفه وقتى شدت جنگ را ديد شمشير خود را برهنه كرد و تكبيرگويان قدم در ميدان نهاد .
وقتى قشون دبيس شكست خوردند و اسيران را پيش خليفه آوردند ، دستور داد همه را گردن بزنند .
افراد قشون دبيس بالغ بر ده هزار سوار و دوازده هزار پياده
هامش
[ ( 1 ) ] - عماد الدين را از آن جهة « شهيد » مىخوانند كه در سال 541 هجرى قمرى به عزم فتح قلعه جعبر شتافت و آن را محاصره كرد . و در اين محاصره نزديك به ظفر و پيروزى بود كه در شب پنجم ربيع الثانى همين سال سيصد تن از غلامان وى اتفاق كردند و او را به قتل رساندند .
از آن تاريخ ، وى به « اتابك شهيد » ملقب گشت .
( خلاصه از لغتنامهء دهخدا )