دبيس ، وقتى از اين موضوع آگاه شد ، از در مسالمت در آمد و كوشيد كه عطوفت و رضايت خليفه را جلب كند ولى از كوشش خود نتيجهاى نگرفت .
خليفه به او پاسخى نداد . و خيمههاى خليفه در بيستم ذى الحجهء سال 516 به قصد جنگ با دبيس ، از شهر بيرون رفت .
مردم كه خليفه مسلمين را آماده كارزار يافتند ، ندا دادند :
« فرياد ، فرياد ، جنگ ، جنگ ! » بدين ترتيب فرياد و فغان مردم زياد شد و گروهى كثير از مردم ، كه از غايت بسيارى ، شماره آنان معلوم نبود همراه خليفه براى جنگ از شهر خارج شدند و از دجله عبور كردند .
خروج خليفه از بغداد در بيست و چهارم ذى الحجه صورت گرفت .
خليفه قباى سياه در بر و عمامه سياه بر سر داشت . روسرى هم از زير عمامه سرازير شده و پشت و پهلوهاى گردن او را پوشانده بود .
بر دوش او نيز پارچهاى از برد يمانى ديده مىشد . عصائى در دست داشت و دايرهاى آهنين ، مانند سينى ، نيز بر ميان بسته بود .
او در خيمههائى كه برايش بر پا كرده بودند فرود آمد .
همراهان وى ، نظام الدين احمد بن نظام الملك ، وزير او ، و نقيب الطالبين ، و نقيب النقباء ، على بن طراد ، و شيخ الشيوخ صدر الدين اسماعيل و جمعى ديگر از بزرگان بودند .
امير آقسنقر برسقى نيز با قشون خود در قريهء چهار طاق فرود آمده بود .
او و سپاهيانش وقتى خبر بيرون آمدن خليفه از بغداد را شنيدند به خدمتش روانه شدند .
همين كه چشمشان به شمسهء سراپردهء خليفه افتاد همه از اسبهاى خود پياده شدند و از دور زمين را بوسه دادند .
درين وقت سال 516 هجرى پايان يافت و سال 517 فرا رسيد .
خليفه براى ديدن هلال ماه محرم ، در حديثه - واقع در ساحل
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٨