بعد هم از طرف رجار ( روژه ) فرنگى ، فرمانرواى صقليه ( سيسيل ) بيست كشتى به كمك حسن آمد .
اين كشتىها در دريا كشتىهاى فرمانرواى بجايه را محاصره كردند . ولى حسن دستور داد كه آزادشان كنند و آنها هم كشتىها را آزاد ساختند .
بعد ميمون بن زياد با گروه كثيرى از اعراب به يارى حسن آمد .
وقتى مطرف ديد كه از طرف خشكى و دريا براى حسن كمك مىرسد دانست كه ياراى جنگ با آنان را ندارد .
بنابر اين ، نااميد و بىبهره ، دست از جنگ برداشت و از مهديه دور شد .
رجار فرنگى در مهديه ماند و به حسن نشان داد كه با او موافق است و سر صلح و سازش دارد و با اين وصف كشتىهاى خود را تعمير مىكند و به تعداد آنان مىافزايد تا هميشه آمادگى جنگى داشته باشد .
دست يافتن فرنگيان بر جزيرهء جربه
جزيرهء جربه از شهرهاى افريقيه بود كه از لحاظ آبادانى و ساير محسنات دست كمى از شهرهاى ديگر نداشت جز اينكه مردم آن سركشى مىكردند و در زير فرمان پادشاه در نمىآمدند .
اين مردم به تبهكارى و راهزنى شناخته شده بودند .
بدين جهة از فرنگيانى كه اهل سيسيل بودند ، گروهى بىشمار با ناوگان بسيار بدان جزيره حملهور شدند .
در اين قشونكشى جمعى از سواران مشهور فرنگى نيز شركت داشتند .
اين كشتىها به كرانه جزيره رسيدند و آن را از تمام اطراف