تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
هم از طرف خشكى و هم از جانب دريا ، محاصره كردند . مطرف ، كه سردارى سپاه را بر عهده داشت ، از خونريزى پرهيز مىكرد . و مىگفت : « من اكنون آمده‌ام كه اين شهر را بدون خونريزى ، حاضر به تسليم كنم و به تصرف در آورم . » ولى انديشهء او درست نبود . و روزهائى را بدون جنگ گذراند و سرانجام مجبور به جنگ گرديد . همين كه لشگريان او نبرد را آغاز كردند ، مردم مهديه جوهر خود را آشكار ساختند و ضرب شستى به آنها نشان دادند . جنگ ادامه يافت و در تمام مراحل ، پيروزى نصيب اهالى مهديه بود . عده زيادى از محاصره كنندگان كشته شدند . مطرف كه چنين ديد قشون خود را گرد آورد و از دريا و خشكى پيشروى كرد . او كه از تصرف شهر مايوس نبود ، به سخت‌ترين نبرد دست زد . در نتيجه ، كشتىهاى او به كرانه دريا تسلط يافتند و به ديوار شهر نزديك شدند . كار به جاهاى باريك كشيد . بنابر اين ، حسن فرمان داد تا دروازهء ساحلى شهر را بگشايند . همين كه دروازه باز شد ، مردم بيرون ريختند و حسن و همراهانش به مهاجمان حمله بردند . او ضمن حمله مىگفت : « من حسن هستم . » كسانى كه با او مىجنگيدند همين كه نام او را شنيدند و وى را شناختند ، به او سلام و درود فرستادند و به خاطر بزرگداشت و احترام او دست از جنگ كشيدند و گريختند . حسن در آن ساعت فرصت را غنيمت شمرد و كشتىهاى خود را از بندر بيرون آورد و به وسيله آنها چهار كشتى دشمن را گرفت . باقى كشتىها گريختند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت