عبد الله بن عياض فرمانرواى شهر لارده [ ( 1 ) ] بود . او نيز دويست سوار آماده كرد .
اين عده جمع شدند و خواربار و آذوقه را نيز حمل كردند و به راه افتادند تا به شهر افراغه نزديك گرديدند .
زبير خواربار و تداركات را در جلوى خود و ابن غانيه و سوارانش را در جلوى تداركات و ابن عياض را در جلوى ابن غانيه قرار داد .
ابن عياض پهلوانى دلير بود و همينطور ، همراهانش از پهلوانى و شجاعت بهرهء كافى داشتند .
ابن ردمير دوازده هزار سوار در اختيار داشت و به همين جهة تعداد ناچيز لشكريان مسلمانان را كه بدانجا رسيده بودند ، به تمسخر گرفت و تحقير كرد .
هامش
[ ( 1 ) ] - لارده ( به كسر راء و فتح دال ) شهرى است از اندلس .
شهرى است با نعمت بسيار و آبادانى . و بازرگانان روم و مغرب و مصر را اندر وى خواسته بسيار است . و هوائى معتدل دارد .
( حدود العالم ) ياقوت حموى در معجم البلدان آورده است : « لارده شهرى است مشهور به اندلس ، شرقى قرطبه ، كه اعمال آن به اعمال و توابع طرگونه متصل شود .
و آن را شهرها و حصنهاست .
اين شهر اينك ( به روزگار ياقوت ) به دست فرنگيان باشد .
رود آن را سيقر (Segre) گويند .
گروهى را نسبت بدانجاست از آن جمله : ابو يحيى زكريا بن يحيى بن سعيد لاردى معروف به ابن النداف ، امام و محدث مشهور . »
روميان اين شهر را ايلردا (Ilerda) مىگفتند .
( لغتنامهء دهخدا )