تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
عماد الدين زنگى به اين پاسخ كه فرستادگان وى از دمشق آورده بودند اعتنائى نكرد . او در تصميم كه گرفته بود استوار ماند و حركت خود را به - سوى دمشق ادامه داد . مردم اطراف دمشق همين كه سپاهيان او را ديدند بيمناك شدند و وحشت زده به سوى دمشق گريختند . و با اهالى دمشق دست يكى كردند و براى دفاع از شهر و جنگ با عماد الدين آماده شدند . عماد الدين اول در قسمت شمالى شهر فرود آمد . بعد سپاهيان خود را به ميدان مقابل قلعهء شهر منتقل كرد . سپاهيان او به سوى قلعه پيشروى كردند و از ديوارها بالا رفتند و با اهالى به زد و خورد پرداختند . ولى توانائى نمايان و دليرى بىپايان و يگانگى تمام و آمادگى كامل براى جنگ از آنان ديدند . معين الدين از كه مملوك جد شهاب الدين ، طغتكين ، بود در اين حادثه به نحوى فراموش نشدنى قيام كرد . و بر اثر آشنائى به جنگ و محاصره و شايستگى در اين قبيل امور مهارت‌هائى نشان داد كه نظيرش ديده نشده بود . كارهائى كرد كه سبب پيشوائى و دست يا بى او بر كليه امور بود و ما - اگر خداوند بزرگ بخواهد - بعد از آنها سخن خواهيم گفت . هنگامى كه اتابك عماد الدين زنگى دمشق را محاصره كرده بود ، رسولى از طرف خليفه عباسى به خدمت وى رسيد . اين فرستاده ، كه ابو بكر بن بشر جزرى بود ، خلعت‌هائى براى اتابك زنگى آورده بود و از طرف خليفه به او پيام داد كه با فرمانرواى دمشق صلح كند . اتابك عماد الدين زنگى نيز بر اثر دريافت اين پيام دو شب قبل از پايان جمادى الاول سال مذكور از محاصره دمشق دست برداشت و از آن جا رفت .