همين كه چنين فرصتى به دست آورد به غلامان خود امر كرد كه شمس الملوك را بكشند .
آنان نيز او را به قتل رساندند .
بعد مادر فرمان داد كه جسد پسرش را در محلى از خانه قرار دهند كه غلامان و ياران او آن را ببينند .
چنين كردند . و كسان شمس الملوك كه از جور و بيداد او به - جان آمده بود ، وقتى او را كشته ديدند ، از مرگش شادمانى كردند و خوشحال شدند كه از شرش آسوده گرديدهاند .
شمس الملوك در شب پنجشنبه هفتم جمادى الاخر سال 506 هجرى به دنيا آمده بود .
مىگفتند سبب كشته شدن او اين بود كه پدرش حاجبى داشت به نام يوسف بن فيروز .
يوسف در دوره فرمانروائى تاج الملوك ، و همچنين در دوره پسرش ، شمس الملوك ، قدرت و نفوذ بسيار داشت .
او متهم بود به اينكه با مادر شمس الملوك ، پنهانى رابطه و سر و سرى دارد .
وقتى اين خبر به گوش شمس الملوك رسيد تصميم گرفت كه يوسف را به قتل رساند .
يوسف بن فيروز قبلا از خطرى كه در راهش بود آگاهى يافت و گريخت .
او به قلعهء تدمر رفت و در آن جا تحصن اختيار كرد . بعد مراتب فرمانبردارى خود را به شمس الملوك اعلام نمود .
شمس الملوك از يوسف بن فيروز در گذشت و بر آن شد كه مادر خود را بكشد . مادرش نيز كه ازين تصميم آگاهى داشت و بر جان خود بيمناك بود پيشدستى كرد و او را كشت .
حقيقت را خدا بهتر ميداند .
پس از كشته شدن او برادرش ، شهاب الدين محمود بن تاج الملوك
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٥