خليفهء عباسى وقتى اين خبر را شنيد رسولى را به خدمت سلطان مسعود فرستاد و رفتارى را كه از عماد الدين زنگى سر زده بود شرح داد و او را آگاه ساخت از اينكه او ( يعنى خليفه عباسى ) قصد دارد به - موصل هجوم برد و آن شهر را محاصره كند .
درين گير و دار روزها گذشت تا ماه شعبان فرا رسيد .
خليفهء عباسى در نيمه ماه شعبان با سى هزار مرد جنگى به سوى شهر موصل حركت كرد .
وقتى نزديك شهر موصل رسيد ، اتابك عماد الدين زنگى با قسمتى از قشون خود از شهر بيرون رفت .
باقى لشكريان خود را در اختيار نايب خود ، نصير الدين جقر ، گذارد كه سمت دژ دارى و حكومت و اداره دولت او را بر عهده داشت و به آنان براى حفظ شهر دستورهاى لازم را داد .
پس از دور شدن عماد الدين از موصل ، خليفه ، المسترشد بالله به شهر نزديك گرديد و با مردم شهر به جنگ پرداخت و عرصه را بر آنان تنگ ساخت .
اما عماد الدين با قشونى كه همراه برده بود به سوى شهر سنجار پيش مىرفت . تمام شب را سوار بود و راه مىپيمود . براى رعايت صرفهجوئى ، سربازان خود را نيز از خواربار و مواد غذائى محروم ساخته بود و هر گاه سربازى را مىديد كه از دستور وى سرپيچى كرده ، او را مىگرفت و تنبيه مىكرد .
در موصل نيز كار لشكريان او به دشوارى گرائيد و عدهاى براى رهائى از آن تنگنا توطئه كردند كه شهر را تسليم قشون خليفه نمايند .
اما اين نقشه قبل از اينكه اجرا گردد ، فاش شد و توطئه كنندگان را دستگير كردند و به دار آويختند .
محاصرهء موصل نزديك به سه ماه طول كشيد . خليفه كارى از پيش نبرد و كمترين پيروزى نصيب وى نگرديد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩١