سلطان مسعود نيز به وى امان داد . در نتيجه او ، با چهار صد سوار كه در اختيار داشت به سلطان مسعود پيوست .
ملك طغرل كه چنين ديد ترسيد از اينكه مبادا باقى لشكريان او نيز به برادرش ملحق گردند .
بدين جهة فرار را برقرار ترجيح داد . از پيش برادر گريخت و در ماه رمضان به سوى رى روانه شد .
در راه ، وزير او ، ابو القاسم انس آبادى كشته شد . اين واقعه در ماه شوال اتفاق افتاد .
او را غلامان امير شير گير به قتل رساندند و بدين وسيله انتقام خون ولىنعمت خود را گرفتند .
امير شير گير - چنان كه پيش از اين شرحش گذشت - به سعى ابو القاسم انس آبادى كشته شده بود .
سلطان مسعود ، برادر خود را هم چنان تعقيب كرد و به دنبال او رفت تا در محلى به نام ذكرآور به او رسيد .
در آن جا جنگ ميان آن دو آغاز گرديد و همين كه كار زد و خورد بالا گرفت ، ملك طغرل شكست خورد و گريخت .
لشكريان او به سرزمينى رسيدند كه در آن آب افتاده و پر از گل شده بود .
همه در گل فرو رفتند و گرفتار شدند .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل زيارتگاهى پر آمد و رفت و حوالى آن مرغزارهاى معروف .
خود شهر در آغوش كشتزارهاى سبز گندم جاى گرفته و با رنگ سفيد خود نمايان و درخشان است .
ابن بلخى در فارسنامه مىنويسد كه بيضا شهركى است كوچك اما نيكوست و تربت آن سفيد است . از اين جهة آن را بيضا گويند .
اين شهرك داراى مسجد جامع و منبر است .
( از لغتنامهء دهخدا )