تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
و با ملك داود ، پسر برادر خود ، محمود ، جنگ كرد و ملك داود شكست خورد و وارد بغداد گرديد . وقتى سلطان مسعود از شكست ملك داود و عزيمت او به سوى بغداد آگاهى يافت ، خود نيز روانه بغداد شد . همين كه سلطان مسعود نزديك بغداد رسيد ، ملك داود با او روبرو شد و در برابرش از اسب فرود آمد و مراسم فروتنى و فرمانبردارى و خدمتگزارى بجاى آورد . اين دو نفر ، سپس با هم وارد بغداد گرديدند . مسعود در ماه صفر اين سال در دار السلطنه بغداد منزل گزيد و به خليفه عباسى نامه‌اى نوشت كه بنام وى خطبه خوانده شود . اين درخواست مورد قبول واقع گرديد . اول به نام او ، و بعد به نام ملك داود خطبه خوانده شد . و خلعت نيز براى آنان ارسال گرديد . سلطان مسعود و ملك داود به دار الخلافه رفتند و مورد اكرام و احترام خليفه عباسى واقع شدند . اتفاق بر اين قرار گرفت كه سلطان مسعود و ملك داود به - آذربايجان بروند و خليفه نيز قشونى همراهشان كند . بنابر اين با سپاهيانى كه فراهم آوردند ، براى انجام نقشه‌اى كه كشيده بودند حركت كردند . وقتى به مراغه رسيدند ، امير آقسنقر احمديلى ، اموال فراوان پيشكش كرد و خواربار و ذخائر بسيار در اختيارشان گذارد . سلطان مسعود بر ساير شهرهاى آذربايجان دست يافت و اميرانى كه در آن نواحى بودند ، مانند امير قراسنقر و غيره ، از برابر او گريختند . و بسيارى از ايشان به شهر اردبيل پناه بردند . سلطان مسعود به اردبيل حمله‌ور شد و آنان را محاصره كرد . از آن عده ، گروهى انبوه را به قتل رساند و باقى را نيز فرارى و