تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
اعتنائى نكردند و هيچ چيز باز پس ندادند . غرور او ، و همچنين خشمى كه ازين حال به وى دست داده بود ، وادارش كرد كه فرنگيان را گوشمالى دهد . لذا به گردآورى سپاه خود پرداخت و براى مبارزه آماده شد . ولى هيچ كس نمىدانست كه او از اين كار چه قصدى دارد و در كجا مىخواهد قشون‌كشى كند . آنگاه در اواخر ماه محرم اين سال حركت كرد به نحوى كه نگذاشت دشمن از حركت وى اطلاع قبلى پيدا كند . او با سپاهيان خود در اول ماه صفر به نزديك بانياس فرود آمد و در ساعت مناسب نبرد را آغاز كرد . به سوى شهر پيش رفت و اين پيشروى را هم چنان ادامه داد . افراد دشمن آگاهى قبلى نداشتند و براى جنگ آماده نبودند . در شهر كسى يافت نمىشد كه به جنگ برخيزد . شمس الملوك به ديوار شهر نزديك گرديد و شخصا از اسب پياده شد و پيش رفت . سپاهيان او نيز اعم از سوار و پياده به پيروى از او پرداختند تا به پاى ديوار شهر رسيدند . آنگاه در پاى ديوار نقب زدند و به زور و جبر وارد شهر شدند . از لشگريان فرنگى ، كسانى كه در شهر اقامت داشتند و غافلگير شده بودند به قلعه شهر پناه بردند . در شهر گروه بسيارى از فرنگيان كشته شدند و جمع كثيرى نيز در بند اسارت در آمدند . اموال مردم شهر نيز به يغما رفت . شمس الملوك ، بعد به تسخير قلعه شهر همت گماشت و با كسانى كه به قلعه پناه بردند جنگ كرد . اين نبرد سخت را شب و روز ادامه داد تا سرانجام در تاريخ چهارم ماه صفر ، با امان دادن به ساكنان قلعه ، آنجا را به تصرف