عدهاى در كمين او بودند . ميان آنان مردى فرنگى وجود داشت كه مملوك الحافظ لدين الله بود .
اين گروه در فرصت مناسب به ابو على تاختند . فرنگى بر او حمله برد و با يك ضربه او را به قتل رساند و سرش را بريد .
پس از كشته شدن ابو على ، خليفه مصر ، الحافظ لدين الله علوى ، كه در خزانه منزوى بود ، از انزوا بيرون آمد تا زمام امور را شخصا به دست گيرد .
مردم كه از ابو على دلى پر خون داشتند وقتى خبر قتل وى را شنيدند به خانه او هجوم بردند و آن را غارت كردند و اموال بىشمار در آن جا به چنگ آوردند .
الحافظ نيز با گروهى از مردم ، سوار بر اسب شدند و بدان خانه رفتند و آنچه در خانه مانده بود به قصر خلافت حمل كردند .
در آن روز مردم با الحافظ لدين الله علوى براى خلافت بيعت كردند .
بيعتى كه پيش از آن با او كرده بودند براى ولايت عهد بود .
به اين معنى كه او وليعهد باشد تا چنانچه همسر الآمر به احكام الله حامله باشد و پسرى به دنيا آورد ، او را به خلافت برگزينند .
وقتى مردم با الحافظ بيعت كردند و مسند خلافت بر او مستقر و مسلم شد ، در همان روز وزارت خود را به ابو الفتح يانس حافظى داد .
ابو الفتح به لقب « امير الجيوش » ملقب گرديد .
او مردى بود كه هيبتى عظيم داشت و بسيار سختگير و بيدادگر و بدكار به شمار مىرفت .
چيزى نگذشت كه خليفه مصر ، الحافظ لدين الله ، از هيبت او بر جان خود بيمناك شد .
از طرف ديگر ، ابو الفتح يانس ، نيز پى برد كه خليفه از جانب او احساس ايمنى نمىكند و ممكن است كه در صدد هلاك وى بر آيد .
روى اين بدگمانى ، طريق احتياط پيش گرفت و در حضور
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٣