صورت به قلعهء بانياس بازگشتند .
بهرام مردى از ياران خود ، موسوم به اسماعيل را به نيابت از طرف خود در بانياس گماشته بود .
اسماعيل ، شكستخوردگانى را كه به نزدش بازگشته بودند جمع آورى كرد و دنبالهء كار بهرام را گرفت .
او دعوت خود و همچنين گروه داعيان خود را در شهرها
هامش
[ ( ) ] نمىباشد مانند ظهور جبرئيل در صورت بشر ، براى امور خير و ظهور شيطان در صور بشر در امور شر . و چون على و اولادش بر ساير معاصران برتر و به - تائيدات وابسته به اسرار باطنيه ، مؤيد بودهاند ، از اين رو حق به صورت آنان ظهور كرد و به زبان آنها گويا شد . و از آنان دستگيرى كرد .
از اين رو ، خدائى را در ذات امامان از نسل على منحصر دانند - از شرح المواقف .
فرقهاى از غلاة شيعه تابعان محمد بن نصير نميرىاند .
اين فرقه « امام على النقى را رب دانسته و خودش را نيز مرسل از طرف آن حضرت پنداشته و لواط و نكاح محارم را تجويز مىكردهاند . »
به روايت ديگر ، نصيريه نام فرقهاى است كه « به نبوت محمد بن نصير فهرى نميرى قائل هستند . »
به روايت ديگر ، ايشان « از شعب سبائيه و معتقد به ربوبيت حضرت امير المؤمنين و اتباع شخصى نصير ( بر وزن كميل ) و يا محمد بن نصير هستند . »
گويند كه « آن حضرت رئيس ايشان يا جمعى از ايشان را كشته و بلكه به آتش سوزانده و زنده گردانيد كه بلكه از آن عقيده فاسده منصرف باشند ، مثمر نشده و در آن عقيده ديگر رسوخ يافته و گفتند كه : پيش از آن كه مرده را زنده كرده باشى به ربوبيت تو معتقد بوديم تا چه رسد به اينكه آن را نيز مشاهده كرديم . »
( ريحانة الادب ج 4 ص 206 ) گروهى از مردم كه در قسمت شمال سوريه سكونت دارند و معتقدات خود را از ديگران مخفى ميدارند و فلاحين ناميده مىشوند . نصيرى يك تن از ايشان است - از اقرب الموارد . ( لغتنامه دهخدا )