گسترش داد .
مزدقانى نيز كه وزير تاج الملوك بود به او كمك كرد زيرا مىخواست از وجود او و يارانش استفاده كند و خود را براى رسيدن به هدفى كه در پيش داشت تقويت نمايد .
اندكى بعد ، مزدقانى در دمشق به جاى بهرام ، شخصى موسوم به ابو الوفا را گماشت .
ابو الوفا به زودى بنيادش قوى گرديد و كارش بالا گرفت و تعداد پيروانش افزايش يافت .
كار نفوذ و قدرت او به جائى رسيد كه در دمشق قيام كرد و بر كليه مسلمانانى كه در آن سرزمين مىزيستند مستولى گرديد و فرمان او بيش از حكم تاج الملوك بورى ، فرمانرواى دمشق ، نفوذ داشت .
مزدقانى كه به پيشرفت كار آن گروه كمك كرده بود ، براى اجراى نقشه خود و بهرهبردارى از دانهاى كه پاشيده بود ، فرصت را مناسب يافت و در صدد استفاده بر آمد .
او به فرنگيان نامه نوشت و پيشنهاد كرد كه شهر دمشق را به - آنان تسليم كند و در عوض ، آنها هم شهر صور را به او تحويل دهند .
اين پيشنهاد مورد پسند واقع گرديد و قرار شد در يك روز جمعه نقشه را اجرا كنند .
مزدقانى با اسماعيليان قرار گذاشت كه در آن روز مواظب تمام درهاى مسجد جامع باشند تا مردم كه براى نماز جماعت رفتهاند هيچكدام نتوانند از مسجد جامع خارج شوند و فرنگيان بيايند و بر شهر تسلط يابند .
وقتى خبر اين توطئه به گوش تاج الملوك بورى فرمانرواى دمشق رسيد ، مزدقانى را نزد خود خواند .
همين كه مزدقانى به حضورش رسيد ، با او خلوت نمود و او را كشت و سر او را از دروازهء قلعه شهر آويزان كرد .
آنگاه فرمان داد كه جار بزنند و مردم را از جريان امر آگاه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 131
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣١