برسقى به شنيدن اين خبر از بغداد حركت كرد كه با او پيكار كند و راه را بر او ببندد .
منكبرس ، وقتى از حركت برسقى آگاه شد عازم نعمانيه گرديد .
و در آنجا از دجله عبور كرد . او و دبيس بن صدقه به يك ديگر پيوستند .
دبيس بن صدقه از ملك مسعود و برسقى انديشناك بود . لذا بناى كار خود را بر كجدار و مريز و مدارا و ملاطفت گذارد . و براى مسعود و برسقى و جيوش بك هداياى نيكوئى فرستاد .
همچنين وقتى خبر نزديك شدن امير منكبرس را شنيد نامهاى برايش نوشت و از او دلجوئى كرد و او را به قيد سوگند با خود متحد ساخت . لذا اين دو نفر بهم دست اتفاق دادند كه يك ديگر را يارى كنند . نيروهاى آن دو نيز بهم گرد آمدند . و هر يك سبب تقويت ديگرى گرديد .
پس از آنكه اتحاد و همبستگى دبيس و منكبرس محرز شد ، ملك مسعود و برسقى و جيوش بك با افراد خود عازم مدائن شدند تا با دو امير مذكور مقابله و پيكار كنند .
اين عده وقتى به مدائن نزديك شدند ، از كثرت سپاهيان آنان اطلاع يافتند . لذا برسقى و ملك مسعود از آنجا برگشتند و با رعايت گدارهائى كه نهر صرصر داشت ازين نهر گذشتند .
اين دو گروه ، يعنى افراد قشون ملك مسعود و برسقى ، و مردمى را كه در حول و حوش نهر الملك ، نهر صرصر ، نهر عيسى و بعضى از قسمتهاى نهر دجيل بسر ميبردند غارت كردند و به هتك ناموس زنان آنان پرداختند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 246
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٦