تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
پس بدهند و دادند . از آن سوى شرف الدوله گروه انبوهى از اعراب و تركمانها گرد خويش جمع آورد . از جمله كسان كه با وى بودند جبق امير تركمان با يارانش بود . و رو به انطاكيه نهاد و آنجا را محاصره كرد . سليمان چون از آن ماجرا آگاه شد ، سپاهيان خود گرد آورد و رو به دو نهاد . و هر دو گروه در بيست و چهارم صفر سال چهار صد و هفتاد و هشت در ناحيه‌اى از توابع انطاكيه با هم تلاقى كردند و جنگ ميانشان درگير شد . تركمانهاى جبق گرايش به سليمان پيدا كرده اعراب منهزم شده و شرف الدوله بدنبالشان روى بهزيمت گذارد ، و پس از پافشارى در جنگ كشته شد و چهار صد تن از غلامان از جوانان حلب پيش روى او كشته شدند . قتل او به روز جمعه بيست و چهارم صفر سال چهار صد و هفتاد و هشت رويداد . و بيان آن در اينجا براى پىگيرى رويدادها كه بعضى با برخى ديگر بستگى دارند آورده شد . شرف الدوله احول ( لوچ ) بود و از سنديه واقع بر كنار رود عيسى تا ننسبج از سرزمين شام و توابع آن را در تصرف داشت ، ديار ربيعه و مضر از سرزمينهاى جزيره و موصل و حلب نيز و آنچه پدر و عم او قرواش داشت از آن او بود . مردى عادل و نيكرفتار بود . امنيت در بلادش عام و ارزانى شمول كلى داشت . و بلاد خود را با سياستى عظيم اداره ميكرد به نحوى كه سوار و سواران از چيزى بيم نداشتند و از جانب او در شهر و روستائى عامل و قاضى و بازرس ( خبر رسان ) وجود داشت . چنان كه كسى بر كسى تجاوز نميكرد . همين كه كشته شد بنو عقيل برادرش ابراهيم بن قرواش را كه زندانى بود از زندان بيرون آوردند و زمام امور به او سپردند . وى سالهاى درازى در زندان گذرانده بود بطوريكه وقتى او را از زندان بيرون آوردند نميتوانست روى پاهاى خود راه برود . چون شرف الدوله كشته شد سليمان بن قتلمش رو بسوى حلب نهاد و در آغاز ربيع الاول سال چهار صد و هفتاد و هشت آنجا را محاصره كرد و تا پنجم ربيع الاخر از همان سال آنجا را در محاصره داشت و طرفى نيست و از آن محل كوچيد و رفت .