تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
المعتمد على اللّه ابو عبد اللّه محمد بن عباد بزرگترين ملوك اندلس از مسلمانان بود و بيشتر از بلاد را بمانند قرطبه ( كوردو ، امروزى . م . ) و اشبيليه ( سويل امروزى ) در تصرف داشت . وى هر سال مالياتى به اذفونش ميداد . همين كه اذفونش طليطله را متصرف گرديد المعتمد ماليات مرسوم را براى او فرستاد . اذفونش آن را نپذيرفت و پس فرستاد و تهديد و وعيد كرد كه به شهر قرطبه ميآيد و آنجا را تصرف مىكند . مگر اينكه تمام استحكامات كوهستانى را تسليم او كنند و براى مسلمانان فقط دشت و هامون بجاى ماند . رسولى كه حامل اين پيام تهديد آميز بود پانصد سوار رزمجو بهمراه داشت . محمد بن عباد او را فرود آورد و همراهانش را ميان سركردگان سپاه خود تقسيم نمود ، سپس بهر يك از آن سركردگان دستور داد كه هر كدام هر چند تن از آن مردان كه نزد او هستند بكشد ، و سپس رسول را احضار كرد و او را سخت سيلى بنواخت . چنان كه چشمانش از حدقه بيرون جست و سه تن از آن گروه جان سالم بدر بردند و نزد اذفونش برگشتند و او را از ماجرا آگاه كردند . او در حال عزيمت به قرطبه بود كه آنجا را محاصره كند . همين كه از آن ماجرا آگاه شد به طليطله بازگشت كه تدارك وسائل حصار نمايد و المعتمد به اشبيليه عزيمت كرد .

بيان چيره شدن ابن جهير برآمد

در محرم اين سال ابن جهير شهر آمد را تصرف نمود . سبب آن اين بود كه فخر الدوله بن جهير پسر خود زعيم الرؤساء ابو القاسم را همراه با جناح الدوله معروف به مقدم سالار ، به سمت آمد گسيل داشته بود و ميخواستند كه تاكستانها و باغهاى آن ناحيه را زيرورو كنند . و بسبب استحكام شهر آمد ، طمع تصرف آن را نداشت . گرسنگى ميان مردم آن ناحيه تعميم يافت و دسترس يافتن بخواربار و مواد غذائى دشوار گرديد و مردم شهر نزديك به هلاكت رسيدند با اين همه در حصار بردبارى نموده و اعتنائى نداشتند . اتفاق چنين رويداد كه چند سپاهى براى انجام حاجتى از باروى شهر به زير