تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
و همراهانش را از فرود آمدن بخانه‌هاى مردم و در آميختن با آنان منع كرد . چون سليمان انطاكيه را تصرف كرد به سلطان نوشت و مژدهء ( آن فتح ) به او داد و اين كار يعنى فتح انطاكيه را منسوب به او نمود زيرا خود را وابسته بدان خاندان دانسته و در اطاعت او مىباشد . ملكشاه از آن مژده خشنودى خود آشكارا كرد و مردم سليمان را تهنيت گفته ستودند ، از جمله ابيوردى در قصيده‌اى طولانى زبان بمدح او گشود . ( مؤلف فاضل سه بيت از آن مديحه را نقل كرده كه در ترجمهء آن فايدتى متصور نبود . م . )

بيان كشته شدن شرف الدوله و حكومت برادرش ابراهيم

پيشتر بيان كرديم كه سليمان بن قتلش شهر انطاكيه را تصرف كرد . چون شهر را متصرف شد ، شرف الدوله مسلم بن قريش به او پيام فرستاد و از او آنچه را كه فردوس از مال براى او ميفرستاد مطالبه كرد و به عصيان عليه سلطان او را بترساند . سليمان بپاسخ او پيام داد : اما طاعت از سلطان شعار و دثار من است و خطبه و سكه بنام او در بلاد من خوانده و زده مىشود و دربارهء اين فتح كه خداوند سعادت آن بدست من در اين شهر انجام گرديده و كارسازى كافران نمودم جملگى به سلطان نوشتم و اما مالى كه پيش از اين صاحب انطاكيه براى تو ميفرستاد . او كافر بود و آنچه ميداد جزيه سر خودش و يارانش بود . و من سپاس خداى را مسلمان هستم . و چيزى نميفرستم . شرف الدوله انطاكيه را مورد غارت قرار داد . سليمان نيز ( متقابلا ) شهر حلب را غارت كرد مردم شهر از او ديدار كرده شكايت از غارتگرى سپاهيانش كردند . سليمان به آنها گفت : من بيش از شما از اين كار كراهت دارم و لكن صاحب شما ( مقصود شرف الدوله است م . ) مرا ناگزير بدان كرد . من عادت به غارت مال مسلمان ندارم و چيزى كه شريعت حرام دانسته نميگيرم . سپس بهمراهانش دستور آنچه گرفته‌اند به آنان