تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
قسيم الدوله را با وى همراه كرد . قسيم الدوله آقسنقر نياى ملوك ما اصحاب موصل است و هموست كه سلطان بعد از آن حلب را باقطاع به او داد . امير ارتق قصد ( رسيدن بحضور ) سلطان كرد ، در بين راه و در مصاحبت با عميد الدوله بازگشت عميد الدوله رو بموصل رهسپار گرديد تا بدانجا رسيد ، به اهالى شهر پيام فرستاد و آنان را به طاعت سلطان و ترك عصيان مشورت داد و ارشاد كرد مردم شهر ، در شهر برويش گشودند و آن را تسليم او كردند . سلطان شخصا با سپاهيانش رو ببلاد شرف الدوله نهاد كه آنها را تصرف كند در آن اثناء خبر به او رسيد كه برادرش تكش در خراسان ، چنان كه ياد خواهيم كرد خروج كرده است . و ملاحظه نمود كه شرف الدوله از محاصره نجات يافته است . سلطان مؤيد الملك فرزند نظام الملك را نزد شرف الدوله كه در مقابل رحبه اقامت گزيده بود ، فرستاد وى عهد و پيمان به او داد و او را نزد سلطان كه در بوازيح بود آورد . و در آخر رجب بود كه سلطان او را خلعت بخشيد . شرف الدوله دارائيش از دست رفته بود و به منظور تقديم خدمت قرض كرد و براى سلطان اسبهائى عالى بهمراه برد ، از جمله اسب خودش « بشار » بود كه اسبى نامور بود و بوسيله آن از معركه نجات يافته و در گير و دار آمد نيز بهمچنين ، و اسبى بسيار دونده و اسبهاى ديگر در مسابقه بدان نميرسيدند . سلطان فرمان داد آن را بمسابقه با اسبهاى ديگر گذارند در اين مورد اين اسب از همه اسبان پيشى جست آنچنان كه سلطان از شگفتى كه بوى دست داده به پا بتماشا برخاست . خليفه نقيب طراد زينى را براى ديدار با شرف الدوله گسيل داشت و او را در موصل ديدار كرد ، نيروى شرف الدوله فزونى يافت و سلطان با وى صلح كرد و بر بلادش برقرار داشت ، و براى جنگ با برادر خود بخراسان بازگشت .

بيان عصيان تكش بر برادرش سلطان ملكشاه

دربارهء تكش و مصالحهء او با سلطان پيش از اين گفتگو داشتيم . اكنون چون