تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
شرف الدوله اواخر محرم به آنجا وارد شد و شهر را محاصره كرد و با مردم آن بجنگيد در يكى از روزها لشكريان دمشق از شهر بيرون شده و با او جنگيدند ، و حمله‌اى راستين و پر تلاش بر سپاه شرف الدوله نموده ، و سپاه او سست و تزلزل در آنها راه يافت اعراب منهزم شده ، شرف الدوله پايمردى بخرج داده و مشرف بر اسارت بود كه يارانش بناى عقب‌نشينى گذاردند شرف الدوله چون چنان بديد و نيز ملاحظه نمود كه از مصر هم سپاهى به يارى او نرسيد ، و از بلاد خودش هم خبر رسيد كه اهالى حران عليه او عصيان ورزيده‌اند ، از دمشق به بلاد خود كوچ كرد و چنان وانمود ساخت كه ميخواهد به فلسطين برود پس نخست به « مرج الصفر » رفت ، مردم دمشق و تتش بيمناك و مضطرب شدند . سپس از مرج الصفر رو به سمت مشرق به بيابان روى نهاد ، و در حركت خويش بسيار بشتاب وجد ، رهسپار بود و بسيارى از مواشى و سپاهيانش و همچنين چارپايان بسيار هلاك شد و عده بسيارى از مردم از وى جدا افتادند .

بيان پاره‌اى از رويدادها

در اين سال مؤيد الملك از اصفهان به بغداد وارد شد ، عميد الدوله بن جهير ، به پيشوازش شتافت ، و در مدرسه نظاميه فرود آمد ، و از سر در مدرسه در اوقات نماز سه مرتبه كوس نواختند مال زيادى تقديم داشتند تا كوس نواختن قطع كرد و طبلها را به تكريت فرستاد . در جمادى الاخره اين سال ابو عمر و عبد الوهاب بن محمد بن اسحاق بن مندهء اصفهانى در اصفهان درگذشت او مردى حافظ ( قرآن ) و فاضل بود و همچنين امير ابو نصر على بن الوزير ابى القاسم هبة اللّه بن على بن جعفر بن ماكولا سضف كتاب الاكمال درگذشت مولد او بسال چهار صد و بيست و مردى فاضل و حافظ بود ، غلامان ترك او در كرمان او را كشتند و مالش را ربودند .