تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
بزرگ بر شما روا داشته شكايت كرديد . جواب آن شكايت پيش از رسيدن جواب سلطان غرق بود .

بيان تصرف ترمذ بوسيله سلطان ملكشاه و متاركه بين او و فرمانرواى سمرقند

بيان اين رويداد كرديم كه خاقان التكين فرمانرواى سمرقند ، پس از قتل سلطان الب ارسلان اقدام به تصرف ترمذ كرد . همين كه امور ملك بر سلطان ملكشاه استقرار يافت روى به ترمذ نهاد و آنجا را محاصره كرد . افراد سپاه خندق آن را پر كردند و بوسيلهء منجنيق شهر را زير رگبار تير گرفتند . سكنهء شهر ترسيدند و زينهار خواستند . به آنها تأمين داده شد و آنها را از شهر بيرون شدند و آنجا را تسليم نمودند . برادر خاقان التكين در ترمذ بود . سلطان او را گرامى داشت و خلعت پوشاند . و نيك رفتارى كرد و آزادش كرد و قلعهء ترمذ را به امير ساوتكين بسپرد و دستور داد تعمير شود و بر استحكام آن بيفزايد و باروى آن را را با سنگهاى سخت بنا كند . و خندق را عميق حفر نمايد . ساوتكين دستور سلطان را انجام داد . سلطان ملكشاه از آنجا قصد سمرقند كرد . فرمانروايش آنجا را ترك كرده بود و كس فرستاده درخواست مصالحه نمود و به نظام الملك متوسل گرديد كه در پذيرفته شدن درخواستش و از تعرضى كه به ترمذ كرده تجاوز روا داشته بود . پوزش وى بخواهد . درخواست او پذيرفته شد و مصالحه كردند و ملكشاه از آنجا به خراسان برگشت و سپس به رى عزيمت نمود . بلخ و طخارستان را به برادر خود شهاب الدين تكش واگذار كرد .