تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
آنچه چاهك و چاه در سمت شرقى وجود داشت ، بجوشيدند و خلق بسيار زير آوار هلاك شدند و زورقها از ترس اينكه غرق نشوند زير محل « التاج » باستحكام بسته شدند . خليفه به نيايش و زارى بپاخاست و بُردى پوشيده و چوبدستى كوتاهى بدست داشت . ايتكين . ليمانى از عكبرا فرا رسيد و به وزير گفت : ناويان ( ملاحان ) مردم را در معابر آزار همى كنند . آنها را بخواهيد و تهديد كنيد و دستور بدهيد آنچه به عادت جارى از آنها گرفته ميشد بگيرند . مردم جمع شدند و دو بار در الطيار خطبهء جمعه خواندند و در جهت غربى مقبرهء احمد ( مقصود احمد بن حنبل است . م . ) و مشهد باب التين ( كاظميين مقصود است . م ) غرق در آب شد و باروى آن ( باروى مشهد ) منهدم گرديد . شرف الدوله هزار دينار براى بنا و نوسازى آن نياز كرد و آب از پنجره‌هاى بيمارستان عضدى داخل شد . از شگفتيها كه دربارهء اين غرق آورده‌اند اين است كه سال پيش از آن مردم كثرت وجود رامشگران و ميكده‌ها را پسنده ندانستند و يكى از مردمان تارهاى عود مغنيه‌اى را كه نزديك مرد سپاهى بود پاره كرد . و آن سپاهى كه مغنيه نزد وى بود ، بشوريد و آن شخص را بزد و عامه اجتماع كردند و بسيارى از ائمه منجمله ابو اسحاق شيرازى با آنان گرويد و از خليفه يارى خواستند و ويران ساختن خانه‌هاى فحشاء و ميخانه‌ها و ابطال آنها را طلب كردند و خليفه به آنها وعده داد در اين بار به سلطان مينويسد . آرام گرفته پراكنده شدند . بسيارى از صلحاء ملازم نيايش براى رفع آن ( مفاسد ) گشته كه اتفاقا بغداد غرق شد و خليفه و لشكريان از آن امر بزرگ سخت انديشناك شدند . و مصيبت همگانى و فراگيرندهء زندگى همهء مردم شد . شريف ابو جعفر بن ابى موسى برخى از حاجبان را بديد كه ميگويند : ما به سلطان مينويسيم و در پراكندن مردم ميكوشيم . او ميگويد : آرام باشيد تا پاسخ برسد . مقصودش آن بود كه شما از آنچه خداى