را احضار كرد . او صاحب بطيحه بود . و براى مدتى كه آخر آن آخر سال بود ، شهر را به پنجاه هزار دينار ، از او تضمين گرفت و به حله برگشت و مهذب الدوله تا ششم ذى قعده در واسط اقامت كرد و سپس به شهر خود سرازير شد و برگشت .
بيان پارهاى از رويدادها
در ربيع الاول اين سال سديد الملك ابو المعالى از بند آزاد گرديد و همو بود كه وزير خليفه بود و چون آزاد شد به حله گريخت و از آنجا نزد سلطان بركيارق رفت و او سرپرستى ممالكش را بوى واگذار كرد .
در اين سال امين الدوله ابو سعد علاء بن الحسن بن موصلايا ، بناگهان درگذشت او نابينا شده بود ، مردى بليغ و فصيح ميبود . آغاز كارش از خدمت به القائم بامر اللّه بسال چهار صد و سى و دو شروع شد و شصت و پنج سال بخلفاء خدمت كرد . و هر روز جايگاهش بلندتر ميشد ، تا جائى كه نايب وزير گرديد . او نصرانى بود و در سال چهار صد و هشتاد و چهار اسلام اختيار كرد ، و صدقة بيشتر ميداد ، خوش محضر و با نيت نيك بود ، املاك خود را وقف امور خيريه كرد ، مكاتباتش مشهور و خوبست و چون درگذشت ، خواهرزادهاش ابى نصر خلعت پوشيد و ملقب بنظام الحضرتين شد و متصدى ديوان انشاء گرديد .
در اين سال در بغداد ، فتنه و آشوبگرى بين عامه افزون بود و عياران همه جا پخش شدند .
در اين سال ابو نعيم بن ساوه طبيب واسطى كشته شد و در طب بسيار حاذق بود .
و موارد خوبى در درمانهاى او وجود داشت .
در اين سال سلطان سنجر وزير خود مجبر ابا الفتح طغرائى را عزل كرد و سبب آن اين بود كه امير بزغش كه سپهسالار سپاه سنجرى بود ، نامهء سربستهاى بوى رسيد كه : كار تو با اين سلطان فرجامى نخواهد داشت . و به سنجر نيز توقيعى رسيد كه :
كار تو با امير بزغش با كثرت سپاهى كه زير فرمان دارد ، بسامان نرسد . بزغش