قتال سوار شدند آنان را بجاى خود بازگرداند و به آنها گفت : مسلمانان در اين جهاد و غمهاىشان باختلاف ما ، خرسند نميشوند و من نميخواهم خشم خود را با شماتت دشمنان مسلمين فرونشانم . و همان موقع از آنجا حركت كرد ، و سلاح فرنگيان و پرچمهاى آنها را گرفت و لباسهاى فرنگيان را بر تن همراهان خود پوشاند و آنها را بر اسبهاى فرنگيان سوار كرد و بنا گذارد كه بدژهاى شيحان كه فرنگيان در آنها بودند برود و رفت و فرنگيان گمان كردند ياران خودشان هستند كه با پيروزى برگشتهاند . پس آنها را كشته دژ را متصرف ميشد . و چندين دژ را به همين ترتيب از آنها بازگرفت .
و اما جكرمش ، رو به حران نهاد و آنجا را گرفت و از ياران خود يكى را در آنجا گمارد و به رها رفت و پانزده روز آنجا را محاصره كرد ، و بموصل برگشت . قمص را هم كه از چادرهاى سقمان گرفته بود بهمراه داشت . قمص به سى و پنج دينار فديه و آزاد كردن يكصد و شصت اسير از مسلمانان خود را بازخريد كرد . شماره مقتولين از فرنگيان نزديك به دوازده هزار كشته بود .
بيان درگذشت دقاق و جانشينى پسرش
در ماه رمضان اين سال ، ملك دقاق پسر تتش بن الب ارسلان فرمانرواى دمشق درگذشت . و اتابك او طغتكين خطبه بنام پسر خردسالش خواند . سن او يك سال بود و نام مملكت بر او نهاد ، سپس خطبه بنام او را قطع كرد و بنام بكتاش پسر تتش عم اين طفل ، در ذى حجه خطبه خواند ، اين يكى دوازده ساله بود .
پس از آن طغتكين براى او صلاح انديشى كرد كه بكتاش قصد رحبه كند .
و چنان كرد و رحبه را تصرف نمود و در برگشتن بدمشق ، طغتكين از ورود او به شهر جلوگيرى كرد . بكتاش به دژهائى كه تعلق به خودش داشت رفت و طغتكين دوباره بنام فرزند خردسال دقاق خطبه خواند .
دربارهء علت دورى جستن بكتاش از طغتكين ، چنين گفته شده كه مادرش او را