تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
هزار سوار رزمجو به بلخ رسيد و فاصله بين او و قدرخان پنج روز راه بيشتر نبود ، چون بدان ناحيه رسيد ، كندغدى از اردوگاه سنجر گريخت و به نزد قدرخان رفت و هر دو براى يك ديگر بر اتفاق و مناصحت سوگند ياد كردند و كندغدى از آنجا به ترمذ رفته ، ترمذ را تصرف كرد . باعث بر اين كار كندغدى رشك و حسدى بود كه نسبت به امير بزغش و جايگاه او ميورزيد . پس از آن قدرخان بناى پيشروى را گذاشت و همين كه هر دو سپاه نزديك بهم رسيدند ، سنجر براى قدرخان پيام فرستاد و عهد و مواثيق قديمه را به او يادآورى كرد كه فيما بين خود داشتند و قدرخان گوش بدان كار نداد . سنجر جاسوسان تيز بين بر قدرخان گماشت آنچنان كه خبرى از كارهاى او بر سنجر پوشيده نمىماند . در آن اثناء خبرى به او رسيد كه قدرخان نزديك به بلخ فرود آمده و با سيصد سوار براى شكار بيرون شده است . سنجر فرصت از دست نداد و امير بزغش را مأمور كرد كه بيدرنگ قصد او كند . بزغش رو به نخجيرگاه نهاد ، به او رسيد در حالى كه قدرخان سرگرم شكار بود ، حمله و جنگ كرد ، همراهان قدرخان نپائيدند و بگريختند و كندغدى و قدرخان اسير شدند و هر دوى آنها را نزد سلطان سنجر آوردند . قدرخان چون به پيشگاه سنجر رسيد زمين ببوسيد و پوزش طلبيد . سنجر به او گفت : تو چه خدمت بما كرده باشى و چه نكرده باشى سزاى تو جز شمشير نخواهد بود ، سپس امر به كشتن او كرد . چون كندغدى اين خبر را شنيد خود را نجات داد و در قنات آبى فرود آمده پنهان شد و دو فرسنگ راه را با وجود نقرسى كه بدان مبتلا بود در زير زمين ( راه قنات آب ) طى كرد و دو مار بزرگ را در آن سفر زيرزمينى خود بكشت و يارانش به يارى او رسيدند و از راه آب بيرونش كشيدند و با سيصد سوار به غزنه رفت . گفته شده كه : سنجر سپاه انبوهى گرد آورد و با قدرخان روبرو شد و جنگ و پيكار سختى بين آنان رويداد كه در آن كشتارى بسيار شد و در نتيجه قدرخان و سپاهش منهزم شدند و خود او اسير شد و او را نزد سلطان سنجر برده امر بكشتن او كرد . پس از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 322 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت