تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
هزار ( دو ميليون - م . ) دينار بود هر دوى آنها قلعه و ذخاير موجود را تصاحب كردند . سلطان بركيارق از آن ناحيت ميگذشت و دويست هزار دينار پيشكشى براى او فرستادند . تركمانان بر تمام بلاد سرخاب بن بدر ، باستثناى دقوقا و شهرزور چيره‌گى پيدا كردند . همين كه اين سال فرا رسيد يكى از آن دو نگهبان ديگرى را بكشت و به سرخاب پيام فرستاد و از او زينهار خواست تا دژ را تسليم او كند . سرخاب به او تامين داد با شرط اينكه هر چه از دارائى او بجاى مانده پس بدهد . آن نگهبان دژ را با هر چه بجاى مانده بود تسليم و سرخاب هم بعهد خويش وفا كرد .

بيان كشته شدن قدرخان حكمران سمرقند

پيش از اين گفته بوديم كه ملك سنجر با برادرش سلطان محمد به بغداد وارد شد و از آنجا به خراسان برگشت . همين كه به نيشابور رسيد در تمام خراسان بنام برادرش محمد خطبه خواند . موقعى كه سنجر در بغداد بود قدرخان جبريل بن عمر ، حكمران سمرقند ، طمع ورزيد كه در غياب او بر خراسان چيره شود ، و سپاهى انبوه گرد آورد كه گفته شده بالغ بر يكصد هزار جنگجو از مسلمانان و كفار بودند و قصد بلاد سنجر كرد . اميرى از امراى سنجر كه نامش « كندغدى » بود ، به قدرخان نامه نوشت و او را از بيمارى سنجر آگاه كرد . بيمارى سنجر بعد از بازگشت او از بغداد رويداد و او را مشرف به هلاكت كرده بود . و « كندغدى » طمع قدرخان را با وجود اختلاف بين سلطان بركيارق و محمد و دشمنى سختى كه بركيارق با سنجر داشت ، تقويت نمود و خاطرنشان قدرخان ساخته بود كه براى تصرف خراسان و عراق بشتابد . قدرخان بجنبيد و بپاخاست و قصد خراسان نمود . خبر به سلطان سنجر رسيد ، و در آن موقع از بيمارى كه مبتلا بدان شده بود بهبود يافته بود و به قصد پيكار و جلوگيرى از قدرخان در خراسان رو بسوى او نهاد و از جمله كسانى كه با سلطان سنجر همراه بودند ، كند غدى مذكور بود . و سلطان او را متهم به آنچه كرده بود نكرده و با شش