دادن به او رسيد ، خطير دلشاد و دلش آرام گرديد و همين كه به اردوگاه رسيد ، سلطان خلعت وزارت به او پوشاند و او را وزير خود كرد .
رويدادهائى كه بايد از آنها عبرت گرفت
در سال چهار صد و نود و سه ما ترك دودمان جهير و خانهء آنها در باب العامه ( در بغداد ) فروخته شده و بهاى آنها بمؤيد الملك رسيد ، سپس در سال نود و چهار مؤيد الملك كشته شد و ما ترك و مخلفات او فروخته شد و همه را گرفته براى وزير الاغر بردند و به او دادند ، در اين سال وزير الاغر كشته شد و ما ترك او فروخته شد و دارائى او تقسيم گرديد و سلطان و آن كس كه بعد از او جايش را گرفت ، بيشترين آن را گرفتند و بقيهء آن بر باد شد و اين فرجام كار خدمت بپادشاهانست !
بيان فتنه ميان ايلغازى و عامه در بغداد
در رجب اين سال فتنهء بزرگى ميان سپاه امير ايلغازى پسر ارتق ، شحنهء بغداد و عامه اهالى شهر رويداد .
سبب آن اين بود كه ايلغازى از راه خراسان به بغداد برگشت ، همين كه بانجا رسيد گروهى از يارانش او را پيشواز كردند و آمدند كنار دجله و زورق بانى را بانگ زدند كه آنها را عبور دهد ، او تأخير كرد يكى از همراهان ايلغازى تيرى بسوى او پرتاب كرد و به شقيقهء آن زورق بان خورد و كشته شد ، عامه قاتل را گرفتند و قصد باب النوبى نمودند ، پسر ايلغازى با گروهى از همراهانش به آنها برخوردند ، و قاتل را از چنگشان نجات دادند ، عامه هم آنها را در سوق الثلاثاء ( سهشنبه بازار ) سنگ باران كردند ، پسر ايلغازى شكايت به پدر برد ، دربان را كه در اين حادثه دستى داشت گرفتند ، اين كار ايلغازى را قانع نكرد ، خود و يارانش به محله ملا حسين معروف به « مربع قطانين » از دجله گذشتند ، خلق بسيارى بدنبال آنها افتاده آنچه بدست - شان ميرسيد و بر آن چيره ميشدند ، تاراج ميكردند ، عياران رو به آنها نهاده و بيشترشان