تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
و خواست در مخارجى كه دارد يارى نمايد و بعد از مراجعاتى كه در اين باره انجام شد ، قرار شد پنجاه هزار دينار به او كمك بشود و اين مبلغ را خليفه براى او فرستاد . بركيارق و يارانش دست تطاول باموال مردم دراز كردند و زيانكارى آنان گسترش پيدا كرد و مردم بلاد تمناى زوال آنها كردند . ضرورت آنها را وادار باتخاذ رويه شنيعى نمود بدين ترتيب كه ابو محمد عبيد اللّه بن منصور ، معروف به ابن صليحه ، قاضى جبله از بلاد شام و حكمران آن ناحيه به حال فرار از فرنگيان بر آنها وارد شد ، چنان كه بيان خواهيم كرد و با وى اموالى زياد و گرانقدر بود ، آن اموال را از او گرفتند .

بيان سرپيچى صدقهء بن مزيد از طاعت بركيارق

در اين سال امير صدقة بن منصور بن دبيس بن مزيد ، حكمران حله ، از طاعت سلطان بركيارق سرپيچى كرد و خطبه بنام او را در بلاد خود قطع كرد و بنام سلطان محمد خطبه خواند . سبب آن اين بود كه وزير الاغر ابو المحاسن دهستانى وزير سلطان بركيارق نامه نوشت و گفته بود : از خزانهء سلطانى هزار هزار دينار نزد تو بجاى مانده و چنين و چنان دينارها از بابت سالهاى بسيار آنها را بفرست و گر نه سپاهيان بدان صوب گسيل ميداريم و بلاد تو را و آن ( مال ) را ميگيريم . اين نامه كه به او رسيد ، خطبه را قطع و بنام سلطان محمد خطبه خواند . موقعى كه سلطان بركيارق با آن وضعى كه گفتيم به بغداد رسيد پياپى بدنبال او فرستاد كه بحضورش برسد ، و صدقهء نپذيرفت ، پس امير اياز نزد او رفت و به او گفت كه نزد سلطان و به خدمت او برسد و آنچه را كه وى خواستار است تضمين مينمايد . امير صدقة به او گفت : حاضر نميشوم و از سلطان هم اطاعت نميكنم مگر اينكه وزير خود ابا المحاسن را تسليم من كند و چنانچه نكرد ، حضور مرا در خدمت خود ابدا نخواهد ديد ، هر چه مىشود بشود و هر گاه او را تسليم من كند ، بندهء اخلاص كيش او هستم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 282 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت