تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
مكر و فريب در اصلاح امور مملكت بود ، وقتى او را كشتند پنجاه ساله بود . سلطان بركيارق ، در صفر الاغر ابو المحاسن عبد الجليل ابن على دهستانى را بوزارت خود تعيين كرده بود همين كه مؤيد الملك كشته شد ، وزير ابو المحاسن ، رسولى به بغداد روانه كرد و او ابو ابراهيم اسد آبادى بود كه دارائى مؤيد الملك را بگيرد و ضبط كند ، اسد آبادى در خانهء مؤيد الملك در بغداد فرود آمد . محمد شرابى پسر خاله مؤيد الملك آنجا را تسليم او نمود و اموال و جواهر پس از آزار و شكنجه‌اى كه بديد از وى گرفته شد ، ذخايرى ديگر در ساير مواضع در بلاد ايران داشت كه گرفته شد از جمله گوهرى به وزن چهل مثقال بود . چون سلطان بركيارق از اين واقعه فراغت پيدا كرد به رى عزيمت نمود ، در آنجا قوام الدوله كربوقا حكمران موصل و نور الدوله دبيس بن صدقة بن مزيد بخدمتش رسيدند .

بيان حال سلطان محمد پس از هزيمت و اجتماع او با برادرش ملك سنجر

سلطان محمد چون شكست خورد ، بخراسان در طلب برادر خود سنجر كه از يك مادر بودند روى آورد ، و در گرگان توقف كرد و با برادر خود مكاتبه نمود و از او طلب مال و جامه و پوشاك و غير ذلك كرده و سنجر آنچه خواسته بود برايش فرستاد و رسولان بين آنها رفت و آمد كردند تا اينكه هر دو با يك ديگر متحد و متفق شدند . با سلطان محمد غير از دو امير و حدود سيصد سوار ديگر كسى نزد او بجاى نمانده بود . و همين كه قرار و مدار كارها بين او و برادرش استوار گرديد ، سلطان سنجر با سپاهيان خويش رو به برادرش سلطان محمد رفته و در گرگان با هم ملاقات كردند و باتفاق هم بدامغان رفتند و سپاه خراسانى آنجا را ويران كرد و اهالى آنجا به قلعه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 279 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت