تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧

492 ( سال چهار صد و نود و دو )

بيان عصيان امير انر و كشته شدن او

چون سلطان بركيارق رهسپار خراسان گرديد . كار تمام بلاد فارس را به امير انر بازگذارد . در فارس شوانكاره ( بايد شبانكاره باشد . م ) بنا باختلاف عشاير و طوايف خود ، بر فارس مسلط شده بودند . و از حكمران كرمان ايرانشاه پسر قاورت ، طلب يارى نمودند و گرد هم جمع آمدند و با امير انر مصادف داده او را شكست دادند . امير انر شكست خورده باصفهان بازگشت . و به سلطان پيام فرستاده اجازت خواست كه در خراسان بوى ملحق شود . سلطان به او دستور داد در بلاد جبل بماند و امارت عراق به او داد و به سپاهيان نامه نوشته آنها را امر به طاعت او كرد . انر در اصفهان اقامت گزيد . و از آنجا براى سركشى به اقطاع خود به آذربايجان رفت و برگشت . در آن هنگام كار باطنيه در اصفهان پخش و توسعه يافته بود ، و نزد خود انديشيد كه بمبارزه با آنها اقدام كند ، و دژ كوهستانى اصفهان را محاصره كرد . مؤيد الملك پسر نظام الملك كه در بغداد ميزيست ، با امير انر ارتباط پيدا كرد و از بغداد به حله رفت و صدقة او را گرامى داشت و از نزد او رو به امير انر نهاد .