فرنگيان هم شمشير ميانشان به كار انداخته ، سه روز كشتار ميكردند و زياده بر يكصد هزار نفر كشتند و زنان بسيارى را اسير و سعرة النعمان را تصرف كردند و چهل روز در آنجا مقيم بودند ، و سپس به « عرقه » رفتند و چهار ماه آنجا را در محاصره داشتند .
و چند نقب بر باروى شهر زدند ، موفق نشدند ، منقذ حكمران شيزر با آنها مكاتبه و صلح كرد و از آن ناحيه رو به حمص نهاده آنجا را محاصره كردند ، جناح الدوله حكمران حمص با آنها صلح كرد . و از آن نقطه از راه « نواقير » به عكا رفته ، در آنجا هم نتوانستند كارى از پيش ببرند .
بيان جنگ ميان سلطان سنجر و دولتشاه
دولتشاه از زاد و رود پادشاهان سلجوقى بود . گروهى از سپاهيان بيغو برادر طغرلبيك گرد او جمع آمدند و از طخارستان عزيمت كرده و لوالج و كمنج را گرفتند .
دولتشاه و سپاهيانش آنقدر توانى نبودند كه بتواند در برابر سپاه سنجر ثابت قدم بماند . كر و فرى در جنگ و ستيز كرده منهزم شدند و دولتشاه اسير شد و او را نزد سنجر آوردند . از كشتن او درگذشت و زندانيش كرد ، پس از آن او را كور كرد ، سنجر لشكرى به شهر ترمذ سوق نمود و آنجا را تصرف كرد و به طغرلتكين تسليم نمود .
بيان پارهاى از رويدادها
در اين سال تميم بن المعز بن باديس فرمانرواى افريقيه ، جزيرهء جربه و جزيرهء قرقنهء و شهر تونس را فتح كرد در افريقيه گرانى سختى وجود داشت و بسيارى از مردم هلاك شدند .
در اين سال خليفه رسولى نزد بركيارق فرستاد و با ابزار تنفر از فرنگيان ، در پيشروى آنها مبالغه كرده و تدارك كار آنها پيش از آنكه بر نيرويشان افزوده