تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
« اغمات » ( زندان خود را گويد ) عيدم غم و اندوه ببار آورده است ، روزگار تو ( خود را گويد ) چنان بود كه آنچه گفتى انجام ميشد ، اكنون روزگار برگشته تو را نهى مىكند ( و آمر بودى ) و اينك مامورى ، آن كس كه پس از تو در ملك مانده بدان شاد مىباشد . بجاى ماندنش رويا و در احلام خود شادمانست . شاعر او ابو بكر بن اللبانه بود ، و در زندان كه بود بديدارش ميرفت و او را مدح كرده ميستود نه بخاطر اينكه چيزى عايد او بشود ، بلكه حق شناسى از احسان قديم بود كه چنان ميكرد و چون درگذشت شاعر ابو بكر بيامد و روز عيدى بود و بر مزار او بايستاد و مردم به زيارت مزارهاى بستگان خود در آنجا گرد آمده بودند و ابو بكر به پا ايستاده با بانگ رسا چنين انشاد كرد :
ملك الملوك أ سامع فانادى * ام قد عداك من الجواب عوادى لما خلت منك القصور ، و لم تكن * فيها ، كما قد كنت فى الاعياد فمثلت فى هذا الثرى لك خاضعا * و تخذت قبرك موضع الانشاد
مفاد اين ابيات به فارسى چنين است : هان اى شاه شاهان آيا نداى مرا ميشنوى يا پاسخ من برنگشته ( چيزى ) بگويى . چون كاخها خالى از وجود تو شد . و تو ديگر همچو روزهاى عيد در آنجا نبودى ، پس بر اين تربت با فروتنى آمدم و آرامگاه ترا جاى سخن سرائى خود برگزيدم . و در آن حال شروع به اتمام قصيده خود كرد . مردم گرد او جمع آمد . همه ميگريستند هر گاه ما ميخواستيم به تفصيل مناقب و محاسن او بازگو ميكرديم سخن بدرازا ميكشيد و بر همين حد آن را موقوف مينمائيم .

بيان درگذشت وزير ابى شجاع

در جمادى الاخره اين سال وزير ابو شجاع محمد بن حسين بن عبد اللّه وزير خليفه درگذشت ، اصل او از روذرآور و در اهواز به دنيا آمده بود ، و فقه را نزد شيخ ابو اسحاق شيرازى خواند و داناى ( زبان ) عربى بود و تصانيفى دارد از جمله : تجارب الامم