تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
برگشت بنا را برگرد آوردن سپاهيان گذارد و سپاهى بس انبوه گرد آورد . و از دمشق رو به حلب با داشتن داعيهء سلطنت حركت كرد . قسيم الدوله آقسنقر و بوزان گرد هم آمدند . ركن الدين بركيارق آنان را با گسيل داشتن امير كربوقا كه بعد صاحب موصل شد يارى كرد و او چون به آنان پيوست همگى با هم رو به تتش گذاردند و او را نزديك به « نهر سبعين » قريب به تل السلطان كه با حلب شش فرسنگ راه فاصله داشت روبرو شده و نبرد بين هر دو گروه شروع و جنگ شدت پيدا كرد . بعضى از سپاهى كه با آقسنقر بودند سستى بخرج دادند و روى بهزيمت نهادند بقيه از آنها پيروى كردند . و هزيمت تمام شد و آقسنقر پايمردى كرد و اسير شد و او را نزد تتش بردند و به او گفت : اگر تو من دست مييافتى چه ميكردى ؟ آقسنقر گفت : تو را مىكشتم . تتش به او گفت : من هم همان حكم ميكنم كه تو بر من ميكردى ، و او را با بردبارى كه او بخرج داد كشت ! تتش از آنجا به حلب رفت ، پيش از او كربوقا و بوزان خود را بحلب رسانده و بحفاظت شهر اقدام كردند تتش آن را محاصره كرد و در جنگ آنقدر پافشارى نمود تا آن را گرفت . آن كس كه در « قلعة الشريف » مقيم بود شهر را به او تسليم نمود و وارد شهر شد و كربوقا و بوزان را به اسارت گرفت و كس فرستاد كه حران و رها تسليم او كنند و اين هر دو شهر از بوزان بود . مردم امتناع ورزيدند ، پس تتش بوزان را كشت و سر او را براى مردم حران و رها فرستاد و هر دو شهر تسليم او شدند . و اما كربوقا را به حمص فرستاده در آنجا زندانى كرد و در زندان بود تا اينكه ملك رضوان پس از كشته شدن پدرش تتش او را از زندان بيرون آورد . قسيم الدوله از جهت سياست براى رعاياى خود و حفظ آنها از بهترين امراء بود و قلمرو او برخوردار از ارزانى و عدل و داد و امنيتى گسترده و وسيع بود و بر مردم هر روستا از بلاد خود شرط كرده بود ، هر گاه يكى از آنها چيزى از او گرفته شود و بيكى از مردم تجاوز شود ، همهء مردم آن روستا آنچه اموال از كسى و زياد گرفته شده تاوان آن را بدهند . كاروانى چون به روستائى از بلاد او ميرسيدند ، در آنجا رحل
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 208 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت