تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
شوريدند و گروهى از آنان كه « جورنان » ناميده ميشدند او را كشتند ، و سپاهش را غارت كردند و آنجا را ترك كرده رفتند . پس از آن حسين بن مسعود از پناهگاه خود به زير آمد ، او را كشته بر زمين افتاده ديد ، دستور تغسيل و تكفين او داد تا جنازه را به مشهد على عليه السلام حمل و در آنجا دفن كنند ، دستور او اجراء شد . بدر ، مردى دادگر ، و بسيار صدقه دهنده و خير بود ، روحى بزرگ و همتى بلند داشت همين كه كشته شد ، جورنانها كه وى را كشته بودند ، رو به شمس الدوله ابى طاهر بن فخر الدوله بن بويه رفته داخل طاعت از او شدند . طاهر بن هلال بن بدر از نياى خود بدر در نواحى شهرزور گريزان و سرگردان بود چون از ماجراى كشته شدن او آگاه شد ، قيام به طلب ملك خود كرد ، بين او و شمس الدوله جنگى رويداد و طاهر اسير و زندانى شد و آنچه بعد از آنكه به سمت نمايندهء پدرش هلال جمع كرده بود از او گرفته شد ، و مالى بسيار بود كه به همدان حمل شد ، و « دريه » و « شاذنجان » ( در حاشيه شادنجان و شادمجان ، هم ياد شده است ) از آن ابى الشوك گرديد و داخل در طاعت او شدند . هنگامى كه بدر كشته شد ، چنان كه پيش از اين بيان كرديم ، فرزندش هلال نزد پادشاه سلطان الدوله در بند و زندانى بود ، همين كه او كشته شد ( بدر ) شمس الدوله بن فخر الدوله بن بويه بر بعضى از بلاد او مستولى گرديد ، چون سلطان الدوله آگاه شد ، هلال را آزاد و با سپاه مجهز كرد تا آنچه را كه شمس الدوله از بلاد او تصرف كرده است پس بگيرد ، هلال با آن سپاه رو به شمس الدوله نهاد ، و در ذى قعده با يك ديگر تلاقى كردند ، و هر دو سپاه جنگيدند ، همراهان هلال بهزيمت رفتند و خود او اسير شد و او را نيز كشتند ، و سپاهى كه همراهش بود با بدترين احوال به بغداد بازگشت . از كسانى كه با هلال بن بدر اسير شدند ، ابو المظفر انوشتكين اعرابى بود ، حوزهء قلمرو بدر بن حسنويه عبارت بودند از : سابور خواست ، دينور ، بروجرد ، نهاوند ، اسد آباد و قطعه‌اى از اهواز و آنچه بين اين ولايات از آباديها و قلاع بود .