تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧

بيان درگذشت ايلك خان و فرمانروائى برادرش طغان خان

در اين سال ايلك خان در حالى كه خود را مجهز براى بازگشت بخراسان ميكرد درگذشت . قصدش به برگشتن بخراسان كينخواهى از يمين الدوله بود و در اين باره به قدر خان و طغان خان نامه نوشته تا او را در آن مقصود يارى كنند . همين كه درگذشت . برادرش طغان خان بجاى او زمامدار شد و به يمين الدوله نامه نوشت و با او صلح كرد . به يمين الدوله نوشته بود : براى مصلحت اسلام و مسلمانان چه بهتر آنكه تو بهندوستان بجهاد شوى و من بجهاد بتركستان روم و يك ديگر را ترك كنيم . يمين الدوله با ميل و خواست او موافقت كرد و پاسخ نيكو فرستاد و اختلاف بر طرف شد . و هر دو بجهاد كفار رفتند . ايلك خان مرد خير و دادگر و با حسن سيرت و دوستدار دين و اهل دين و بزرگداشتن دانش و دانشمندان و بخشنده نسبت به آنان بود

بيان درگذشت بهاء الدوله و پادشاهى سلطان الدوله

در پنجم جمادى الاخره اين سال بهاء الدوله ، ابو نصر بن عضد الدوله بن بويه كه در آن هنگام پادشاه عراق بود ، درگذشت . بيمارى او چون مرض پدرش به تتابع بيمارى صرع بود . فوت او در ارجان رويداد و جنازه‌اش حمل بمشهد امير المؤمنين على عليه السلام شد ، و نزد پدرش عضد الدوله به خاك سپرده شد . عمر او بهنگام فوت چهل و دو سال و نه ماه و نيم و مدت پادشاهى او بيست و چهار سال بود . پس از فوت او ، فرزندش سلطان الدوله ابو شجاع زمام امور ملك بدست گرفت و از ارجان بشيراز رفت و برادر خود جلال الدوله ، ابا طاهر بن بهاء الدوله را در بصره و برادرش ابو الفوارس را بكرمان بحكومت نشاند .