كرد كه كلمه افريقيه از جهت جغرافيائى شامل شمال افريقا مىشود كه جزء قلمرو علويان يا خلفاى فاطمى بود . م . )
بر المعز لدين للّه ، عصيان ورزيد ، و جمع بسيارى از « زناته » و « بربرها » بر او گرد آمدند . عصيان او بر المعز گران آمد ، زيرا ميخواست بمصر برود پس ترسيد از اينكه محمد را در مملكت به حال عصيان گذاشته برود ، و محمد مردى سركش و طاغى بود .
چگونگى قتل او چنين بود كه او با جماعتى بود كه از بستگان و يارانش گرد هم نشسته سرگرم شرب بودند ( ميخوارگى . م ) يوسف اين خبر بدانست با يك ستون از ياران ( مسلح ) خويش پنهانى بسوى اجتماع آنان رفت . محمد در غفلت ماند تا اينكه ، يوسف بر او وارد شد . همين كه محمد او را ديد خود را با شمشير خويش كشت و يوسف در بقيهء آن جمع شمشير نهاده به قتلشان رساند ، آنها هم كه زنده ماند دستگير و اسير شدند . اين امر براى المعز بسى گرانقدر شناخته شد و سه روز به شادى و شادمانى نشست .
بيان چند رويداد
در اين سال عضد الدوله « كوركير بن جستان » را دستگير كرد و او را نگاه داشت كه جاى صلحى هم بجاى ماند .
در اين سال ابو تغلب بن حمدان دختر عز الدوله بختيار را به زنى گرفت . او سه سال از عمرش ميگذشت كه به عقد زواج ابو تغلب به مهريهء يكصد هزار دينار ، درآمد و وكيل در قبول عقد ابا الحسن على بن عمرو بن ميمون يار ابى تغلب بن حمدان بود .
صيغهء عقد در ماه صفر جارى شد .
در اين سال دو نفر در مسجد دير مار ميخائيل در حومه موصل به قتل رسيدند ، ابو تغلب جماعتى از مردم نصارى را مورد مصادره قرار داد .