تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
و اقطاعات بين تركان و ديلميان بخش كرد سپس به رامهرمز رفته بر آنجا مستولى شدند و همچنين بر ارجان و غيرها از بلاد خوزستان . ابو على بن اسماعيل روى به شيراز نهاد و در بيرون از شهر فرود آمد ، فرزندان بختيار بمقابلهء او با ياران خويش از شهر بيرون شدند و با ابو على و سپاهيانش جنگيدند همين كه جنگ شدت پيدا كرد برخى از آنان كه با پسران بختيار بودند . روى از آنها گردانده و بعضى ديگر از آنها به شهر داخل شده به نام بهاء الدوله شعار دادند . در آن هنگام نقيب ابو احمد موسوى در شيراز بود او از جانب بهاء الدوله به رسالت نزد صمصام - الدوله فرستاده شده بود . و همين كه صمصام الدوله كشته شد در شيراز ماند . و چون نداى مردم را شنيد كه براى بهاء الدوله شعار ميدادند . گمان كرد . فتح شهر بپايان رسيده است و به مسجد رفت و روز جمعه بود . و در آنجا خطبه بنام بهاء الدوله خواند . از آن سوى ، پسران بختيار به شهر بازگشتند و يارانشان گرد آنان جمع آمدند ، نقيب ترسيده و پنهان شد . و در سله‌اى ( كيف دهان گشاده‌ايست كه از برگ درخت خرما يا الياف گياهان ديگر چون نى يا خيزران بافته مىشود و جادار است م . ) او را براى ابى على بن اسماعيل حمل كرده بردند . پس از آن ياران پسران بختيار نزد ابو على رفته و اطاعت از وى را گردن نهادند . و او بر شيراز استيلاء يافت ، و پسران بختيار گريختند ، ابو نصر به بلاد ديلم رفت . و دومى كه ابو القاسم باشد به بدر بن حسنويه پيوسته و از آنجا به بطيحه رفت . چون ابو على شيراز را متصرف شد . اين پيروزى را به بهاء الدوله نوشت و او به شيراز رفت و در آنجا فرود آمد . همين كه مستقر گرديد . امر به غارت روستاى دودمان و آتش زدن آن نمود و هر كس از اهالى آنجا بود كشت و مستأصل كرد ، و جنازهء برادرش صمصام الدوله را بيرون آورد تجديد تكفين نمود به خاك شيراز برد و در آنجا دفن كرد و سپاهى به سركردگى ابى الفتح استاد هرمز به كرمان روانه داشت و آنجا را تصرف نمود ، و بعنوان نمايندهء بهاء الدوله در كرمان اقامت گزيد ، تا بدينجا آخرين