تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
باديس ، چون از كوچيدن او آگاه شد عموى خود « يطوفت » را در اشير به حكومت نشاند و اموال و مهمات جنگى به او داد و به اشير بازگشت . در آنجا از عمليات فلفل بن سعيد آگاه شد . سپاهيان به سوى او فرستاد ، يطوفت و با وى اعمام و بنى اعمام باديس ، در اشير آمدند . و همين كه باديس از آنها دور شد . آنان بناى عصيان گذاردند و مخالفت كردند ، از جملهء آنها « ماكس » و « زاوى » و غير هما بودند و « يطوفت » را بازداشت نموده و آنچه از مال و دارائى با او بود گرفتند ، « يطوفت » از چنگ آنها فرار كرده و نزد باديس بازگشت . و اما فلفل بن سعيد ، چون سپاهى كه بسوى او گسيل شده بود . به او رسيد ، فلفل با سپاهيان اعزامى كه بجنگ او آمده بودند . تلاقى كرد و با آنها جنگ كرد و آنها را منهزم نمود و از آنها كشت ، و به طلب تصرف قيروان رفت در اين موقع باديس به « باغايه » رفت و اهالى آنجا آنچه در قتال فلفل ، از سختيها و دشواريها بر خود هموار كرده بودند و اينكه چهل و پنج روز فلفل آنها را محاصره كرده بود ، بالجمله براى باديس گفتند او را آگاه از عمليات او كردند . باديس سپاس آنها را داشت و نويد احسان به آنان داد و خود در طلب فلفل شد و به « مرمجنه » رسيد . فلفل با گروه انبوهى از مردم بربر و زناته ، به پيشواز باديس رفت ، و هر يك از افرادى كه با وى بودند كينه‌اى از باديس و خاندانش به دل داشتند و آنها در دشت « اغلان » با يك ديگر تلاقى كردند . و پيكارى بزرگ و سخت كه بمانند آن شنيده نشده ميان آنها درگرفت . پيكار آنها به درازا كشيد و هر دو گروه پاى فشارى نمودند ، سپس خداى بزرگ باديس و صنهاجه را يارى فرمود و بربرها و زناته به زشت ترين صورت منهزم شدند و فلفل هم منهزم گرديد ، و در هزيمت به دور دستها گريخت و از زويله نه هزار نفر كشته شده بودند ، سواى آنچه كه از بربرها كشته شده بودند . باديس به قصر خود بازگشت و اهالى قيروان بسى ابراز شادى و شادمانى كردند ، چه آنكه ميترسيدند فلفل دوباره بسراغ آنها آيد . خويشاوندان باديس از عموها و عموزادگان به فلفل پيوستند و با او عليه باديس بجنبش درآمدند ، و باديس چون اين خبر بشنيد ، روى به آنها نهاد و همين كه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت