كه دسترس به او نتوانستند يافت ، پس بهاء الدوله كس فرستاد و حال او را با خود با صلاح باز آورد و ابن مزيد هم به طاعت خويش بازگشت .
در اين سال ، ابو الوفاء محمد بن مهندسى الحاسب درگذشت .
در محرم اين سال ، عبيد اللّه بن حمران ابو عبد اللّه عكبرى معروف به ابن بطه حنبلى درگذشت مولد او در شوال بسال سيصد و چهار بود و مردى زاهد و عابد و ضعيف در روايت بود .
در ذى قعدهء اين سال ، ابو الحسن محمد بن احمد بن اسماعيل معروف به ابن سمعون ، واعظ و زاهد درگذشت و او را كراماتى بود . مولد او بسال سيصد بود .
در نهم ذى حجه اين سال ، حسن بن عبد اللّه بن سعيد ، ابو احمد عسكرى بدرود زندگى گفت . وى راوى و علامه و صاحب تصانيف بسيار در ادب و لغت ( فرهنگ ) و امثال و غيرهها بود .
388 سال سيصد و هشتاد و هشت
بيان بازگشت ابى القاسم سيمجورى به نيشابور
پيش از اين عزيمت ابى القاسم بن سيمجور برادر ابى على را به گرگان و اقامت او را در آنجا بيان كرده بوديم . همين كه فخر الدوله درگذشت ، او نزد فرزندش مجد الدوله بماند . و گروه زيادى از هواخواهان برادرش گرد او جمع شدند . او به شمس المعالى كه در نيشابور بود نامه نوشته ، او را دعوت به گرگان كرده بود كه بيايد تا كارها بدست او بسپارد . شمس المعالى بدان صوب رهسپار شد تا به گرگان رسيد .
در آنجا اطلاع پيدا كرد . ابن سيمجور از آنجا رفته است ، و از اين رو به نيشابور برگشت .
فائق از آنجا به ابى القاسم نامه نوشت و او را عليه بكتوزون برانگيخت ،