تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
حسين بن جوهر را بجاى ارجوان رتبت بخشيد و ملقب به فرمانده فرماندهانش كرد ، سپس حسن بن عمار را كه ذكر آن گذشت بكشت . پس از آن حسين بن جوهر فرمانده فرماندهان را كشت و همچنان وزيرى بعد از وزيرى بوزارت منصوب كرده او را مىكشت : يارختكين را با سپاهى مجهز تجهيز كرده به حلب گسيل داشت . وى آنجا را محاصره . نمود و سپاهى بسيار بدان صوب روانه داشت . حسان بن مفرج طائى از او بيمناك گرديد و همين كه از غزه به عسقلان حركت كرد ، حسان و پدرش به كمين او نشستند . و او را با همراهانش بدام و كمينگاه خود درآورده و اسيرش كرده او را كشتند و از فريقين گروه زيادى كشته شدند و رمله را محاصره نمودند و نواحى آنجا را بباد نهب و غارت گرفتند . جمع آنها كثرت يافت و رمله و توابعش را تصرف نمودند . اين رويداد بر الحاكم گران آمد و نامه به آنها نوشت و نكوهششان كرد ولى كار از كار گذشته بود و با شريف ابى الفتوح حسن بن جعفر علوى حسنى ارتباط برقرار كردند . او امير مكه بود ، و او را بخطاب امير المؤمنين مخاطب ساختند و از او خواستند كه نزد آنها برود تا به خلافت با وى بيعت كنند . شريف ابى الفتوح حاضر شد و در مكه نماينده از جانب خود گذاشت و مخاطب بخطاب خلافت گرديد . در آن سوى الحاكم باحسان و پدرش نامه نوشت . اقطاع بسيار و عطاى فراوان بدانها بخشيد و خاطرشان بدست آورده خشنود كرد ، پدر و پسر از ابى الفتوح عدول كرده و او را به مكه بازگرداندند و به طاعت از الحاكم بازگشتند . ديگر آنكه الحاكم سپاهى مجهز كرده به شام فرستاد ، و على بن جعفر بن فلاح را بر آن سركردگى داد ابن فلاح همين كه به رمله رسيد حسان بن مفرج و عشيرهء او را از آن سرزمين بيرون راند و هر چه از استحكامات در كوهستان « شراة » داشت گرفت و بر دارائى و ذخاير او مستولى گرديد و به عنوان والى بدمشق رفت و در شوال سال سيصد و نود به آنجا رسيد . و اما حسان حدود دو سال دربدر و فرارى بود ، سپس پدرش به الحاكم نوشت الحاكم به او امان داد . و تيول بخشيد ، پس حسان بمصر رفت و الحاكم او را گرامى داشت . المفرج مسموم درگذشت الحاكم كسى را گماشت كه بوى زهر