تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و قابوس بن وشمگير فرمانرواى آن بلاد ملك خود را ترك كرد . سبب آن پيش آمد اين بود كه همين كه عضد الدوله بر قلمرو فرمانروائى برادرش فخر الدوله مستولى گرديد . فخر الدوله ، چنان كه ياد كرديم . منهزم شد و به قابوس پيوست . و اين خبر به عضد الدوله رسيد ، او به قابوس پيام فرستاد . و پيشنهاد بذل از بلاد و مال و بستن پيمان و غير ذلك به او كرد كه در برابر فخر الدوله برادرش را تسليم وى كند . قابوس آن پيشنهاد نپذيرفت . عضد الدوله هم برادر خود مؤيد الدوله را مجهز به سپاه و اموال و ذخاير كرده ، به گرگان روانه كرد . قابوس از عزيمت مؤيد الدوله و قصد او آگاه شد و با سپاه خود به پيشواز او رفت و در نواحى استر آباد ، طرفين بهم رسيدند و برخورد كردند و از بامداد تا چاشت بجنگيدند ، قابوس و همراهانش در جمادى الاولى منهزم گرديدند و قابوس قصد بعضى از قلاع خود كرد كه در آنها اموال و ذخاير خويش را گرد آورده بود و آنچه ميخواست از مال و ذخاير خود برداشت و روى به نيشابور نهاد و همين كه بدانجا رسيد ، فخر الدوله هم به او پيوست . و هواخواهان و يارانشان نيز كه پراكنده شده بودند به آنان پيوستند . ورود آنها به نيشابور ، هنگامى رويداد كه حسام الدوله ابى العباس تاش ، فرمانروائى خراسان داشت جريان وقائع را به امير ابى القاسم نوح بن منصور گزارش داد و او را آگاه از ورود فخر الدوله قابوس به نيشابور كرد و نيز نوشت كه آنان براى پيروزى بر مؤيد الدوله از وى يارى خواسته‌اند . از نوح به حسام نوشته شد و او را امر به بزرگداشت جايگاه و گرامى داشتن آنان و گرد آوردن لشكريان و همراهى با فخر الدوله و قابوس و اعاده ملك آنها كرده بود و وزير ابو الحسن نيز در اين باره به تاش نامه نوشت .

بيان عزيمت حسام الدوله و قابوس به گرگان

همين كه نامه‌ها از امير نوح به حسام الدوله رسيد و او را امر كرده بود با همه لشكريان خراسان با فخر الدوله و قابوس همراهى نمايد . حسام الدوله لشكريان را