تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
و اما لشكريان مصر . پس از فراغ از كار ابن جراح در دمشق فرود آمدند و قسام حاكم دمشق را فريب دادند و چنين وانمود كردند كه براى اصلاح امور شهر . و كوتاه ساختن دست و آزار مردمان آمده‌اند . فرمانده ابو محمود كه استاندار آنجا بود . در سال سيصد و هفتاد بدرود زندگى گفته . و زنده هم كه بود . حكمش روان نبود . و فرمانروائى مر قسام را بود و همين كه ابو محمود درگذشت . « جيش بن صمصامه » خواهرزادهء ابو محمود بجاى او به استاندارى نشست و او بديدار « بلتكين » فرمانده سپاه مصريان رفت به گمان اينكه او منظورش اصلاح شهر است . بلتكين به او دستور داد كه خود و همراهانش از شهر بيرون آمده . و در حومهء شهر فرود آيند ، و اين دستور اجرا شد . قسام از آن پيش آمد برحذر گرديد . و بهمراهانش امر بجنگ كرد . و آنها دفعاتى چند بمقاتله پرداختند . لشكريان . بلتكين نيرو يافتند و بحومه شهر وارد شدند . و « شاغور » را تصرف نمودند و آنجا را سوزاندند و غارت كردند . مشايخ شهر با قسام ديدار كردند و با او بگفتگو نشستند باينكه نزد بلتكين بروند و براى خود و قسام زينهار بخواهند . قسام خرد شده و ذليل گرديد ، و پس از آن كبريائى و خشونت و جبروت سر تسليم فرود آورد و گفت : برويد ، و آنچه خواهيد بكنيد . هواخواهان قسام به او رجوع كردند ، او را بيمناك و دست از پا درازتر يافتند . پس هر كس در انديشهء خود راه خويش در پيش گرفت و شيوخ بلد نزد بلتكين رفتند و براى خود و قسام طلب زينهار نمودند . خواست آنها پذيرفته و به آنها گفته شد كه ميخواهم همين امروز شهر تسليم من گردد . به او گفتند : آنچه خواهى امر كن . بلتكين استاندارى بر آنها گماشت كه به او « ابن خطلخ » ميگفتند و با او سواران و مردان رزمنده‌اى همراه كرد . اين رويداد ، از آغاز جنگ و محاصره از بيستم محرم سال سيصد و هفتاد آغاز و در 27 محرم وارد شهر شدند و متعرض قسام و هيچيك از هوادارانش نشدند . قسام دو روز در شهر ماند و بعد پنهان گرديد ، آنچه در خانهء او يافته ميشد و دور و حوالى آن از خانه‌هاى هوادارانش گرفته شد و سپس بچادرهاى خود بيرون شدند . در آن اثناء قسام نزد حاجب بلتكين رفت و خود را به او شناساند حاجب او را نزد بلتكين برد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 129 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت