مردم آنجا دروازهها برويش بستند و آن شهر از جمله شهرهاى محكم روميان قديم بود . پس ابو الوفاء آنجا را ترك كرده و بدنبال ابا تغلب رفت .
ابو تغلب از « ارزن الروم » روى بگرداند و به « حسنيه » از نواحى جزيره رفت .
و به قلعه « كواشى » و قلاع ديگر آنجا بالا رفت و هر چه در آنجاها از دارائى خود داشت گرفت و ابو الوفاء به ميثافارقين بازگشته و آنجا را محاصره كرد .
همين كه عضد الدوله از آمدن ابى تغلب به قلاع خودش آگاه شد خود شخصا روى به او نهاد ولى بر او دست نيافت اما بيشتر ياران او را زينهار داد و بموصل برگشت و لشكرى را بسركردگى « طغان » از فرماندهان سپاه خود بدنبال ابى تغلب گسيل داشت و ابو تغلب دوباره بناچار روى به « بدليس » نهاد . و گمان كرد ديگر كسى تا آنجا او را تعقيب نخواهد كرد ، طغان سر در پى او نهاد ، ابو تغلب آنجا را به قصد عزيمت بكشور روم ترك كرد . انديشهاش اين بود كه در آنجا با پادشاه روميها ارتباط بگيرد .
در آن هنگام پادشاهى روم با « ورد » نامى بود كه از دودمان پادشاهى روميان نبود و كشور را قهرا تصرف كرده بود . رومىها را با وى اختلاف بود و ديگرى از فرزندان دودمان سلطنتى خود را به پادشاهى نصب كرده بودند .
و پيكار آنها با « ورد » و هواخواهانش بدرازا كشيده بود . « ورد » به دامادى ابى تغلب درآمده بود كه او را پشتيبان بوده باشد ، و سرنوشت چنين خواست كه ابى تغلب نياز به يارى « ورد » پيدا كند .
همين كه ابى تغلب به « بدليس » رسيد . لشكر عضد الدوله او را دريافت .
و افراد لشكر ، حريص بر دست يافتن بر دارائى او بودند كه بهمراه داشت . چون شنيده بودند كه مالى فزون در اختيار دارد و هنگامى كه بر او دست يافتند ، فرمانده لشكر بافراد اخطار كرد كه نبايد متعرض دارائى او شوند زيرا اين دارائى از عضد الدوله است . پس آنها نيز در نبرد سستى بخرج دارند .
ابى تغلب چون سستى آنها را ديد ، بر آنان حملهور گرديد ، و آن لشكر را منهزم كرد ، و كشتارى عظيم از آنها كرد و خود را نجات داد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٧