شدند و اطاعت متقى را به گردن نهادند . ابو الحسين احمد بن ميمون اداره امور را بر عهده گرفت . متقى كاخ بجكم را هم گرفت و مال او را ربود . بجكم در كاخ خود و در صحرا هم مال بسيار زير خاك نهفته بود زيرا ترسيده بود كه غافل گير شود و بمال خود نرسد احتياط كرد و در بيابان گنجى نهان نمود .
آنچه از مال و گنج او بدست آمد هزار هزار دينار بود مدت امارت و تسلط بجكم دو سال و هشت ماه و نه روز بود .
بيان رفتن بريدى سوى بغداد
چون بجكم كشته شد ديلميان بلسواز را ( در تجارب الامم بل سوار و اين صحيح بايد باشد ) بفرماندهى خود برگزيدند او فرزند مالك بود ولى تركان او را كشتند و ديلميان ناگزير نزد بريدى رفتند . آنها برگزيده و خالص بدون حشو بودند ( ديلمى خالص ) . بريدى با آمدن آنها نيرو يافت و صاحب شوكت گرديد از بصره بواسط رفتند و آن در تاريخ ماه شعبان بود . متقى به آنها پيغام داد كه سوى بغداد نيايند . آنها گفتند : ما بمال احتياج داريم اگر براى ما چيزى بفرستيد ما از آمدن خوددارى خواهيم كرد . متقى صد و پنجاه هزار دينار براى آنها فرستاد تركان بمتقى گفتند بما هم مال بده تا با بريدى جنگ كنيم فرماندهى هم براى ما معين كن . متقى به آنها هم مال داد همچنين بسپاهيان قديم بغداد چهار صد هزار دينار داد و از مال بجكم كه بدست آمده بود چيزى نماند . سلامه طولونى را هم فرمانده نمود و همه همراه متقى للّه براى جنگ سوى نهر « ديالى » رفتند و آن در جمعه بيست و دوم ماه شعبان بود . بريدى هم از واسط سوى بغداد لشكر كشيد و به آن قرارى كه به او نهاده شده بود اعتنا نكرد و چون نزديك بغداد رسيد اختلاف ميان تركان بجكم واقع شد و بعضى از آنها از بريدى امان خواستند و به او پيوستند و بعضى راه موصل را گرفتند . سلامه طولونى ( فرمانده كل ) هم پنهان شد همچنين ابو عبد اللّه كوفى مخفى شد . خليفه هم چاره نداشت جز اينكه از توانگران و منعمان مال بگيرد تا از بغداد