« توزون » و « خجخج » و « نوشتكين » و « صيغون » ميان آنها بودند . چون نزد او رفتند او را بگرفتن بغداد تشويق و وادار نمودند پس از آن نامههاى متقى هم به او رسيد كه او را احضار كرده بود او هم در بيستم ماه رمضان از دمشق رهسپار بغداد شد و شام را باحمد ابو الحسن بن على بن مقاتل سپرد . چون بموصل رسيد ناصر الدوله راه را براى او باز كرد و خود دور شد . مكاتبه بين آن دو به عمل آمد و هر دو متفق شدند كه صلح ميان آنها برقرار شود . ابن حمدان هم فورا براى او صد هزار دينار فرستاد و او راه بغداد را گرفت . در آن هنگام « كورتكين » ديلمى قراريطى وزير را دستگير كرد و بجاى او ابو جعفر بن محمد بن قاسم كرخى را وزير نمود و آن در ماه ذى القعده بود . وزارت قراريطى فقط چهل و سه روز بود . چون خبر آمدن ابن رائق را بريدى شنيد برادران خود را بواسط فرستاد كه شهر را گرفتند و ديلميان را اخراج كردند و بنام ابن رائق خطبه خواندند .
كورتكين هم از بغداد خارج شد و به محل « عكبرا » رفت ابن رائق هم به او رسيد و ميان آنها جنگ واقع شد و چند روز در حال زد و خورد ماندند . شب پنج شنبه بيست و يكم ذى الحجه ابن رائق شبانه شبانه سپاه خود را از عكبرا ببغداد برد و هنگام بامداد وارد بغداد شد و سپاه خود را در جانب غربى در محل نجمى قرار داد و روز بعد خود سوى خليفه متقى از رود گذشت و پس از ديدار هر دو با هم در زورق نشستند و ابن رائق بازگشت . عصر همان روز « كورتكين » با تمام لشكر خود از طرف شرق وارد بغداد شد . سپاهيان ديلم بسپاه ابن رائق استهزا و تمسخر مىكردند و مىگفتند : اين قافله كجا منزل گرفته ( مقصود مرد جنگ نيستند ) كه از شام رسيده ؟ چون « كورتكين » وارد بغداد شد ابن رائق از تسلط بر آن شهر نا اميد گرديد دستور داد كه بارها را ببندند و سوى شام باز گردند پس از آن خواست اندكى ديلميان را مشغول كند تا كارش انجام گيرد و بعد برود بيك دسته از سپاه خود فرمان داد كه از دجله بگذرند و از پشت سر ديلميان را مشغول كنند .
خود هم سوار كشتى شد و عده از اتباع او در بيست كشتى سوار شدند و آغاز
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: ابن الأثير
ص٩٦